مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - واسطه در عروض
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٩٠
است و نه سیاه سرایت میدهد. شما مگر نمیگویید جسم در ذات خودش نه سفید است نه سیاه است نه چیز دیگر، و رنگ امری است ورای جسم؟ ولی در عین حال شما میگویید جسم سفید است و حال آنکه آن، سفید واقعی نیست اینها هم در باب مسأله وجود و موجود میگویند آقای شیخ اشراق! شما که خیال کردهاید اگر چیزی موجود باشد باید ذاتی باشد و وجود، و وجود غیر از ذات باشد، اشتباه است. ما به یک شیء وقتی میگوییم موجود است یعنی یک امری است حقیقی، امری است واقعیت دار (یعنی کلمه موجود یعنی واقعیت دار)، یعنی در ماوراء ذهن ما واقعیتی است. این اصطلاحات امروزی خیلی کمک میکند به فهم مطلب: اگر ما به واقعیت بگوییم واقعیت دار، غلط گفتهایم؟ واقعیت عین واقعیت است نه اینکه یک شیء اگر واقعیت شد باید اعتباری باشد چون اگر این واقعیت بخواهد امر واقعیت داری باشد پس باید یک واقعیت جدایی داشته باشد. نه، این واقعیت عین واقعیت داری است. بنابراین از این که ما واقعیت را امر حقیقی و ماوراء ذهن بدانیم تسلسل لازم نمیآید.
بعد هم میگویند ما بحث لغوی نداریم که بخواهیم سر لغت بحث کنیم. میخواهد کلمه موجود در مورد وجود صادق باشد و میخواهد صادق نباشد.
اصلا ما خودمان را از دایره لغت خلاص میکنیم، خودمان را از بحث مشتق بیرون میآوریم. حرف ما این است که میگوییم مثلا انسان یک امر واقعیت دار است، بعد سخن را میآوریم سر خود واقعیت که به انسان نسبت میدهیم. اصلا خود نفس واقعیت، آیا این حقیقتی است ماوراء ذهن یا فرض ذهن است؟ حالا میخواهد کلمه واقعیت دار که یک لغت است دربارهاش صدق بکند یا صدق نکند.
پس این بیانی که شما کردید که اگر ما وجود را حقیقتی بدانیم لازمهاش این است که وجود دارای حقیقت است، پس حقیقتش غیر از خودش است، باز حقیقتش هم اگر حقیقی باشد، دارای حقیقت دیگری است و تسلسل لازم میآید، درست نیست. نه، وجود حقیقت است یعنی عین حقیقت است؛ وجود واقعیت دار است یعنی عین واقعیت است؛ وجود موجود است یعنی عین موجودیت است. پس این اشکالی که شما گفتید لازم نمیآید [١].
[١].- پس به این ترتیب میشود گفت که هم «موجود» وجود دارد و هم «وجود».