مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٩ - بیان دیگری در پاسخ به این شبهه ( جواب سوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٢٩
قائم به ذات میبینیم که میگوییم «عالم». پس اگر خود علم هم قائم به ذات بشود عالم است.
- مشکل این است که این «اگر» را نمیتوانیم تصور کنیم.
- در مورد خداوند که میگوییم. خداوند را میگوییم «عالم» است و علم او قائم به ذات است.
استاد: در مورد خود ما هم همین طور است. علم حضوری نفس به خودش علم است و عالم.
- (خطاب به سؤال کننده) اشکال این است که شما عالم را یک انسان فرض میکنید. اگر عالم را یک انسان تصور نکنید که مثلا یک جسمی داشته باشد و به فلان کیفیت باشد آن وقت علم با عالم یکی است.
- علم را میتوانید تصور کنید بدون عالم؟
- نه.
- عالم را بدون علم میتوانید تصور کنید؟
- نه.
- پس اینها دو تا نیستند، یکی هستند.
- ولی عالم را بدون انسان میتوانید تصور کنید یعنی عالمی تصور کنید که غیر انسان باشد.
- بله، بالاخره یک ذاتی باشد؛ ما کاری نداریم که حالا انسان باشد یا چیز دیگری باشد.
- آن ذات خودش از سنخ علم است؛ یعنی آن علم از سنخ عالم است و عالم از سنخ علم است.
- یعنی یکی است؟!- علم کجاست؟ علم بیعالم کجاست؟
نیست اصلا.
استاد: اجازه بدهید تا من یک بیان دیگری در اینجا عرض بکنم؛ همین مثال ذات عالم را میزنیم:
شما آن مقدمه را قبول کردید که اگر فرض کنیم یک قدرت معجزه آسایی بیاید و علم را از عالم که مثلا زید است بگیرد، دیگر ما به زید نمیتوانیم بگوییم «عالم». ذاتی داریم به