مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٧ - کثرت طولی و کثرت عرضی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٧٧
اضعف از اوست، این اولویت دارد یا اوّلیت دارد، تقدم دارد یا تأخر دارد، این مسائل در میان نیست؛ دو وجود در عرض یکدیگر هستند و فقط به علت اختلاف قابلیات کثرت پیدا کردهاند.
اما در نوع دیگر کثرت که کثرت طولی است چنین نیست. در آنجا کثرت به علت طولی بودن و در دو مرتبه مختلف قرار داشتن و به علت رابطه علّی و معلولی داشتن- که ریشه همه اینگونه کثرتها رابطه علّی و معلولی است- پیدا میشود. این کثرت به اعتبار این است که علت به حسب ذات خودش تقدم دارد بر معلول و معلول نمیتواند مرتبه وجودیاش عین مرتبه علت باشد (زیرا اینکه وجود معلول وجود این معلول باشد با این مرتبه وجود و خصوصیت این مرتبه هر دو یک چیز است).
قهرا علت در مرتبهای قرار گرفته است و معلول در مرتبه متأخر از او. پس اختلاف علت و معلول در چیست؟ اختلاف در این است که او متقدم است و این متأخر، او در مرتبه قبل است و این در مرتبه بعد، او اشدّ است و این اضعف. این هم کثرت دیگری است که وجود پیدا میکند.
حاجی در اینجا ابا کرده است که کثرت دومی را کثرت بنامد؛ نگفته است: «فی أنّ تکثّر الوجود بالماهیات و بالتشکیک» با اینکه همین را میخواهد بگوید. به قول خودش در حاشیه، چون یکی از این دو کثرت، کثرت روحانی و دیگری کثرت ظلمانی است- که کثرت تشکیکی را چون ما به الاختلاف، همه به وجود برمیگردد کثرت نورانی نامیده است و کثرت به تبع ماهیات را چون مایه اختلاف ماهیات است کثرت ظلمانی نام گذارده است- بنابراین هر دو را کثرت ننامیده است، گفته است «فی أنّ تکثّر الوجود بالماهیات و أنّه مقول بالتشکیک» [١]. نگفته است: «للوجود تکثّران: تکثّر بالماهیات و تکثّر بالطولیة أو بالتشکیک» در صورتی که مقصود همین است، ولی این مقصود را با این تعبیر بیان نکرده است.
بعد حاجی میگوید اگر چه ما به این تعبیر نگفتهایم ولی بالاخره از آن تعبیری هم که ما به کار بردهایم همین دو کثرت فهمیده میشود. از این جهت است که مطلب را از نو شروع کرده است و میگوید:
[١].- این «واو» چه واوی است که میگوید: «و أنه مقول بالتشکیک»؟
استاد: یعنی اینجا ما دو مطلب را میخواهیم بگوییم.