مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨ - تاریخچه بحث « وجود ذهنی »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٣٨
است، چون مخالفینی نبودهاند و احتیاج به اقامه برهان نبوده است؛ یا فکر نمیکردهاند که مسأله نیازمند به اقامه برهان است و یا اصلا مسأله به طور مفصل مطرح نبوده است.
به هر حال مسأله وجود ذهنی از نظر تاریخچه برای اولین بار در دنیای اسلامیطرح شده است و از مسائلی است که خیلی روی آن بحث و جدل شده است. بعد از خواجه روی این مسأله خیلی بحث و جدل شده است؛ و اتفاقا یکی از مسائل قابل توجه همین است که در فاصله میان خواجه نصیر الدین طوسی و میرداماد یک سلسله بحثهای جدلی زیادی مطرح بوده که این، نتیجه نزدیکتر شدن کلام با فلسفه بوده است و این کار هم به وسیله خواجه انجام شده است. مخصوصا این شیرازیهایی که قبلا بودند مثل خفری، دوانی، سید صدر الدین دشتکی و پسرش میر غیاث الدین دشتکی، اینها در این جور مسائل خیلی ناخن زدهاند که بعد ملاصدرا هم که میآید البته از افکار اینها خیلی استفاده میکند ولی زواید را در واقع دور میریزد و مسائل اساسیاش را میگیرد و مسائلی را که خودش در این باره ابتکار کرده است بر آنها علاوه میکند.
به هر حال کتاب تجرید خواجه یک نقشی دارد در تحول مسائل اسلامی، و از آن کتابهایی که زیاد شرح شده و بر آن حاشیه زده شده و شرّاح به جان یکدیگر افتادهاند و روی آن خیلی بحث کردهاند، تجرید خواجه بوده است.
البته خواجه نصیر الدین اول کسی نیست که باب وجود ذهنی را تحت این عنوان مطرح کرده باشد بلکه قبل از او فخر رازی این بحث را عنوان کرده است. او قبل از خواجه بحثی تحت همین عنوان «وجود ذهنی» مطرح کرده است که در کتب متقدمین از قبیل بوعلی تا چه رسد به فارابی [١] اصلا لفظ «وجود ذهنی» حتی یک بار هم دیده نشده است تا چه رسد به اینکه بابی برای این مطلب باز کرده باشند.
به هر حال همان طور که عرض کردیم ما مسألهای به نام وجود ذهنی در میان قدما نداریم ولی اصل مدعا بدون آنکه اقامه برهان برای آن شده باشد و بدون آنکه
[١]. [فارابی، بوعلی، شیخ اشراق، فخر رازی، خواجه نصیر، میر داماد و ملاصدرا به ترتیب در سالهای ٣٣٩، ٤٢٨، ٥٨١، ٦٠٦، ٦٧٢، ١٠٤٠ و ١٠٥٠ وفات یافتهاند.]