مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٤ - مثال دوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٧٤
یعنی در مرتبه ذات شیء. «در مرتبه ذات شیء» یعنی چه؟ یعنی این شیء در مرتبه ذات خودش صلاحیت این انتزاعها را دارد که وقتی این شیء در قرنطینه عقل میرود عقل این معانی را از او انتزاع میکند و برای او اعتبار میکند، ولی این اعتبار اعتبار نفس الامری است نه اعتبار نیش غولی؛ چون ما دو گونه اعتبار داریم: اعتبار نفس الامری و اعتبار نیش غولی. اعتبار نیش غولی این است که مثلا برای یک انسان هشت تا شاخ تصور کنیم و یا برای نقطه بعد فرض بکنیم. ولی اعتبار نفس الامری مثل این است که از یک شیء جنس و فصل را انتزاع میکنید. شما وقتی خط را تعریف میکنید میگویید: «خط کمیت متصل ذی بعد واحد است». با اینکه خط در خارج یک امر بسیط بیشتر نیست ولی شما چند مفهوم را روی همدیگر بر این خط منطبق میکنید. این کثرتی است که ذهن شما ساخته است ولی کثرت دلبخواهی هم نیست، کثرتی است که در عالم نفس الامر وجود دارد و کثرتی است که منشأ انتزاع دارد، زیرا شما میگویید کمیت است، میبینید تعریف کمیت بر او صدق میکند؛ میگویید متصل است، میبینید تعریف متصل هم بر او صدق میکند؛ میگویید ذی بعد واحد است، میبینید تعریف ذی بعد واحد هم بر او صدق میکند. نمیگویید یک قسمتش کمیت است، یک قسمتش متصل است، یک
از این که این کار حیرتانگیز ذهن است که اینهمه مفاهیم متعدد را انتزاع میکند از چیزی که خود ذهن میداند یک واقعیت بیشتر نیست. کار فلسفه هم همین است. فلسفه یعنی شناختن این تحلیلها. اشتباه است که گفتهاند فلسفه یعنی تعلیل. فلسفه یعنی شناختن اینکه ذهن این تحلیلها را دارد. این است که میگوییم: «تا انسان ذهن را نشناسد نمیتواند فلسفه داشته باشد». انسان چگونه میتواند چشمهایش را ببندد و بگوید ما به این حرفها کار نداریم؟! اگر ما چشمهایمان را ببندیم که ذهن از کار خودش دست برنمیدارد. فلسفه چارهای ندارد که به این تحلیلها بپردازد. اینکه فلسفه قلمروش از قلمرو تجربه بیرون است برای همین است. تحلیل این معانی که کار تجربه نیست که ما بیاییم در لابراتوار ببینیم آیا میتوانیم این هفت مرتبه را از یک شیء و یک واقعیت انتزاع کنیم یا نه. این هفت مرتبه که در عالم خارج نیست. این هفت مرتبه در عالم ذهن است که تحلیل میشود. اینها همه تحلیلهای لابدّمنهی است که ذهن میکند و ذهن هر کسی هم این تحلیلها را میکند. هر کسی باشد و تابع هر مکتبی باشد چه بخواهد و چه نخواهد این تحلیلها [در ذهن او] وجود دارد.