مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩١ - حل شبهه معدوم مطلق طبق نظر ملاصدرا و حکیم سبزواری
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٩١
معنایی که من از اسب در نظر گرفتهام همان معنایی است که از اسب در نظر گرفتهام؛ دیگر معنایی که از اسب در نظر گرفتهام آن معنایی که از الاغ در نظر گرفتهام نیست [١].
[١].- این مربوط به معقولات ثانیه منطقی و فلسفی نیست؟ در تمام معقولات ثانیه منطقی این مطلب که میفرمایید درست است. مثلا قضیه قضیه است به حمل اولی ذاتی؛ قضیه قضیه نیست به حمل شایع صناعی.
استاد: نه، در همه جا این مطلب نمیآید.
- ملاحظه بفرمایید: در معقولات ثانیه منطقی همه جا میتوانیم این حکم را بکنیم ولی در معقولات ثانیه فلسفی ...
استاد: خود «جزئی» را در نظر بگیرید. خود مفهوم جزئی از معقولات ثانیه است.
- عرض میکنم معقولات ثانیه منطقی.
استاد: جزئی هم معقول ثانی منطقی است.
- لذا میتوانیم بگوییم جزئی جزئی است، و جزئی جزئی نیست؛ قضیه قضیه است و قضیه قضیه نیست. ولی در مورد معقولات ثانیه فلسفی همین طور که میفرمایید نمیتوانیم بگوییم انسان انسان است به حمل شایع صناعی، بلکه انسان حسن است.
استاد: نه، حسن انسان است، ولی انسان انسان نیست.
- بله، حسن انسان است، ولی انسان انسان نیست.
استاد: «انسان انسان است» به معنی این است که این معنیای که من از انسان اخذ میکنم همان معنیای است که از انسان گرفتهام. این از بس بدیهی است برای انسان مشکل است که آن را بر زبان جاری کند. شما وقتی که یک معنا و یک مفهوم را از یک شیء تصور کردید همان خودش را تصور کردهاید نه خلاف آن را. شما اگر سفیدی را تصور کردهاید مسلم است که همان سفیدی را تصور کردهاید نه سیاهی را، بنابراین سفیدی سفیدی است؛ یعنی این معنا که من در ذهن آوردهام همان معنا خود معناست نه معنی دیگری، که معانی در ذهن همه حسابشان از یکدیگر جداست. هیچ معنی در عالم ذهن به حمل اولی بر هیچ معنی دیگر صدق نمیکند. این که میگویند معانی مثار کثرت هستند به این معناست. هر معنی در عالم معنی بودن، خودش خودش است. خط غیر خط نیست؛ سفیدی شیرینی نیست؛ شیرینی سفیدی نیست؛ جسم روح نیست، روح جسم نیست؛ هیچ چیزی هیچ چیز دیگر نیست. معانی در عالم ذهن یک کثرت و یک بینونتی دارند. میگویند ماهیات متباین بالعزلة هستند، بینونت عزلی دارند. این