مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٧
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٧٧
، پس مطابقت با نفس الامر یعنی مطابقت با عالم عقول. البته این مطلب در جلد هفتم اسفار از چاپ جدید هست با بحثها و اشکالاتی که شده است که آیا میتواند توجیه کننده باشد یا نه. خود حاجی هم چون چندان این حرف را قبول نداشته است میگوید شما میتوانید کلمه «یعدّ» را به معنای «گمان میشود» بگیرید نه به معنای «شمرده میشود»؛ یعنی گمان کردهاند که نفس الامر به معنی عالم امر است؛ که این تعبیر اشاره است به تضعیف این نظریه.
بحث «حقیقت، و مناط صدق و کذب در قضایا» در اینجا پایان میپذیرد و ما به بحث «جعل» میرسیم که به یک معنا بحث تحلیل ماهیت علیت است از یک نظر خاص که این هم یک بحث جدید است؛ یعنی بحثی است که بعد از دوره خواجه پیدا شده و قبلا نبوده است؛ بحثی است که در دورههای بعد از خواجه و قبل از میردامادپیدا شده است [١].
[١].- در قضایای خارجیه و قضایای حقیقیه، ما ملاک صدق را مطابقت با خارج و واقع میگیریم و در قضایای ذهنیه ملاک صدق را مطابقت با نفس الامر میگیریم که در واقع مطابقت ذهن است با خود ذهن.
استاد: این نظریهای است که حاجی گفته است.
- بله، حالا سؤال این است که بالاخره در مورد قضایای خارجیه و حقیقیه هم ملاک صدق به قضیه ذهنیه برمیگردد؛ یعنی باز هم در ذهن است که ما مطابقت قضیه خارجیه و یا قضیه حقیقیه را با واقع میفهمیم؛ یعنی ملاک صدق، یک قضیه ذهنیه است. وجود آن مطابقت را با یک قضیه ذهنیه درک میکنیم.
استاد: چطور؟ من نفهمیدم.
- قضایای خارجیه و حقیقیه ملاک صدقشان مطابقت با واقع است. در قضیه ذهنیه ملاک صدق، مطابقت قضیه است با واقع خودش که واقع ذهنی میشود. ولی تشخیص وجود یا عدم مطابقت یک قضیه خارجیه با عالم خارج و واقع یک امر ذهنی است؛ یعنی یک قضیه ذهنی باید وجود آن تطابق یا وجود آن ملاک را تصدیق کند و خلاصه اینکه همه قضایا بالاخره برمیگردد به یک قضیه ذهنی.
استاد: چطور برمیگردد به یک قضیه ذهنی؟ توضیح بدهید که چگونه برمیگردد به یک قضیه ذهنی.