مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٦
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٧٦
یک وجود دارند ولی در عین حال یک وجود، وجودی است که هم مصداق موضوع است و هم مصداق محمول. از این جهت است که در اینجا میگوییم ملاک صدق قضیه مطابقت با نفس الامر است و صدق قضیه به این است که با نفس الامر مطابق باشد.
بنابراین بر خلاف آنچه که با حاجی فرموده است که قضایای خارجیه و قضایای حقیقیه ملاک صدقشان مطابقت با عین است و قضیه ذهنیه ملاک صدقش مطابقت با نفس الامر است، باید گفت در قضایای خارجیه راست میگویید، ملاک صدقشان مطابقت با عین است (البته قضیه خارجیه طبق همان اصطلاح خود حاجی)، ولی در قضایای ذهنیه باید گفت که ملاک صدق آنها هم مطابقت با عین است اما با توجه به این که «عینیة کلّ شیء بحسبه». اما در مورد قضایای حقیقیه و نیز قضایایی که خارج از قضایای خارجیه است باید بگوییم که ملاک صدق آنها مطابقت با نفس الامر است؛ ولی در اینجا که میگوییم «نفس الامر» یعنی مرتبهای از مراتب واقع، به همین معنا که بیان کردیم.
کلمه « نفس الامر » به چه معنی است؟
بعد حاجی کلمه «نفس الامر» را تعریف میکند؛ میگوید نفس الامر یعنی فی حدّ نفسه؛ یعنی بجای «الامر فی نفسه» میگوییم: «فی نفس الامر». این «الامر فی نفسه» یعنی «الامر فی مرتبة ذاته». میگوید در اینجا وضع ظاهر بجای مضمر است.
بعد حاجی ذوق عرفانیاش هم گل میکند و یک حرفی در اینجا دارد که البته حرفش حرف درستی هم نیست. حکمای دیگر هم این حرف را زدهاند و بعد هم ایراد گرفتهاند، که خود حاجی هم اشاره به ایراد میکند [١]. میگوید بعضیها نفس الامر را به «عالم امر» تفسیر کردهاند؛ از باب اینکه «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی» و هر چه در عالم عین هست وجودی در عالم عقل کلی دارد و در قرآن آمده است که «ألا له الخلق و الأمر» لذا امر را به عالم عقل و عالم امر تفسیر کردهاند
[١].- [عبارت حاجی چنین است: «و یمکن أن یجعل «یعد» من العد بمعنی الحسبان لاالحساب، تنبیها علی اولویة المعنی الاول، لأن ظهور الشیء بوجود تجردی أو مادی و کونه عند شیء مادة کان أو لوحا عالیا نوریا خارج عن نفسه».]