مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٨ - برهان چهارم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٦٨
ممکن است یا محال. اگر اعاده محال باشد که مدعای ما هم همین است و دیگر بحثی نداریم. اما اگر اعاده ممکن بود دیگر نمیشود گفت اعاده برای بار اول ممکن است اما برای دوم و سوم و ... ممکن نیست. اعاده اگر جایز شد و واقع شد، به دفعات غیر متناهی باید واقع شود. دیگر قانون عقل و قانون وجود و هستی استثناپذیر نیست که مثلا یک اعاده ممکن است و قهرا واقع هم هست اما دیگر برای بار دوم نه.
بار دوم و بار سوم و بار هزارم هم باید مثل بار اول ممکن باشد.
و اما اگر این برهان را در باب معادها بخواهیم بگوییم مسأله این است که- همان طور که قبلا گفتیم- رابطه شیء با علل خودش یک رابطه قراردادی نیست که مثلا شخص این شیء که از شخص این علت وجود پیدا کرده است بگوییم این یک رابطهای است که این شیء با این علت دارد، حالا چه مانعی دارد که همین شیء که از این شخص وجود پیدا کرده است عین همین شیء از یک شخص دیگر وجود پیدا کند؛ نه، اگر از شخص دیگری وجود پیدا کند این آن نیست. بنابراین رابطه هر معلول با علت خودش انفکاک ناپذیر است. پس لازمه اعاده یک معدوم اعاده علتش هم هست، چون این معدوم اگر بخواهد اعاده بشود جز از طریق علت خودش محال است که اعاده بشود، زیرا رابطه علت و معلول یک رابطه عرضی و اضافی و قراردادی نیست که بگوییم حالا اتفاقا این شیء بالخصوص از این علت بالخصوص صادر شده است، چه مانعی داشت که همین شیء بالخصوص از یک علت دیگر صادر میشد؟ (مثل همان مثال سعدی که قبلا گفتیم). انسان خیال میکند اگر این شیء از یک علت دیگری صادر شده بود باز خود همین شیء بود؛ مثل بچههای کوچک که میگویند من دوست داشتم فلان کس مادر من بود. اوقاتش از دست مادرش که تلخ میشود به پدرش میگوید تو چرا رفتی این مادر را برایمان گرفتی، میخواستی یک مادر دیگری برایمان بگیری! خیال میکند اگر مادر دیگری بود خودش خودش بود. یا اوقاتش از پدرش که تلخ میشود به مادرش میگوید تو چرا زن این شدی، میخواستی یک پدر دیگری برای ما انتخاب کنی! قضیه این طور نیست که این بچه همین بچه باشد اما از یک پدر دیگر یا از یک مادر دیگر، و این طور نیست که سعدی بتواند سعدی باشد ولی فرزند پدر خودش نباشد.
بنابراین اعاده هر معدوم مستلزم اعاده علت اوست و اعاده آن علت هم مستلزم اعاده علت آن علت است و اعاده او هم همین طور. پس معنای تکرار شدن یک