مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٧ - نظریه « حال » یا واسطه میان وجود و عدم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٩٧
عنه»، اینها میگویند این حرف دروغ است زیرا از معدومات میشود خبر داد، باید بگوییم: «اللّا شیء المطلق لا یخبر عنه». پس معدوماتی که ما از احوال آنها خبر میدهیم در عین این که موجود نیستند ولی یک شیئیتی دارند.
شبهات دیگرشان نیز از همین قبیل است. اینها به همان مثالهایی استاد میکنند که حکما در باب وجود ذهنی میگفتند. مثلا میگویند شما میگویید «بحر من زیبق بارد بالطبع». این «بحر من زیبق» امری است معدوم ولی شما حکم صادقی را در مورد آن میگویید، آن وقت چطور میشود که حکمی درباره یک شیء صدق کند و آن لا شیء مطلق باشد؟ پس چیزی باید در همان عالم عدم باشد که شما از آن دارید خبر میدهید.
به هر حال غرض این جهت است که وقتی ما وارد شبهات اینها میشویم میبینیم که اینها همان مسائل مربوط به اعتبارات ذهن را درست نشناختهاند و فرق میان امر انتزاعی و امر غیر انتزاعی را درست تشخیص ندادهاند و خیال کردهاند هر مفهومی که در ذهن میآید، مثل همان معقولات اولی باید یک ما بازائی در خارج داشته باشد، مثل صورت [در] آینه که این صورت که در اینجا هست یک مابازائی هم مطابق خودش باید وجود داشته باشد.
به هر حال این حرفی است که گفتهاند و ضرورتی ندارد که ما در رد این مطلب و برخلاف این نظریه برهانی اقامه کنیم، بلکه باید ببینیم ادلّه آنها و در واقع شبهات آنها چیست و آن شبهات را رفع کنیم، همان کافی است؛ یعنی دیگر نیازی نیست به این که بخواهیم یک برهان جدیدی اقامه کنیم، و بلکه به قول حاجی اصلا مطلب بدیهی است و این از قبیل شبهه در مورد بدیهیات است که وظیفه ما فقط رفع شبهه است نه اینکه یک دلیل و برهانی هم بر اصل مطلب و بر خلاف مدعای آنها اقامه کنیم.
نظریه « حال » یا واسطه میان وجود و عدم
بعضی دیگر از متکلمین یک نظر دیگری دادهاند؛ گفتهاند میان موجود و معدوم واسطه هست. آن نظریه نمیگفت میان موجود و معدوم واسطه است بلکه میگفت هر چه موجود است معدوم نیست و هر چه معدوم است موجود نیست ولی معدومها بر دو قسمند: معدوم ثابت و معدوم منفی. این نظریه میگوید نه، میان عدم و وجود