مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٣ - انحاء تمایز یا تکثر
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٨٣
است ملاک تکثر کمال و نقص باشد، که تمایز به کمال و نقص این است که ما بهالاشتراک عین ما به الامتیاز باشد. آنجا که گفتیم: «المیز امّا بتمام الذّات» یعنی ما به الاشتراکی نیست، همهاش مابهالامتیاز است. آنجا که میگوییم تمایز به جزء ذات است یعنی ما به الاشتراک جزء ذات است و مابهالامتیاز جزء دیگری از ذات است. آنجا که میگوییم تمایز به منضمّات است یعنی مابهالاشتراک ذات است و ما به الامتیاز ضمائم است که باز چیز دیگری است. در هر سه قسم مابهالاشتراک غیر از مابهالامتیاز است، ولی شیخ اشراق اولین بار این نظریه را آورد که چه مانعی دارد مابهالاشتراک عین ما به الامتیاز باشد [١]؟ البته این نه به معنای این است که مابهالاشتراک داریم و مابهالامتیاز نداریم، بلکه به این معنی است که کمال و نقص در کار است و کامل هر چه هست همان مابهالاشتراک است، نه آن است با چیز دیگری، ولی در عین حال کامل با اینکه در همان مابهالاشتراک با ناقص یکی است در همان هم عینا اختلاف دارند.
بعضی از مثالهایی را که قبلا گفتهاند در اینجا تکرار میکنیم:
١. مثال به نور: مثال خوبی که ذکر میکنند این است که میگویند اگر ما نور قوی و نور ضعیف داشته باشیم قهرا این دو نور به دلیل قوّت و ضعف میتوانند دو تا باشند.
آیا نور قوی نور است بعلاوه چیز دیگر؟ یعنی آیا نور خودش یک چیزی است که به طور متساوی در قوی و ضعیف وجود دارد ولی نور قوی، نور است که با یک شیء دیگر مخلوط شده است؟ نه، نور قوی آنچه که مشترک است با نور ضعیف، در نوریت است، آنچه هم تفاوت دارد با نور ضعیف در نوریت است نه در چیز دیگر.
عکسش چطور؟ آیا نور واقعی همان نور قوی است و نور ضعیف نور است با یک مخلوطی؟ آیا نور ضعیف نور است بعلاوه شیء دیگر؟ یعنی وقتی نور خالص بشود میشود «نور قوی»، وقتی که با چیز دیگری مخلوط بشود میشود «نور ضعیف»؟نه، اینطور نیست که نور ضعیف مثلا با ظلمت مخلوط شده است که بگوییم ظلمت یک واقعیتی است آمده است با نور مختلط شده و نور ضعیف به وجود آمده است.نه، نور ضعیف هم جز نور چیزی نیست.
[١]- یعنی از سنخ مابهالامتیاز باشد.
استاد: بله، قهرا همین جور میشود، یعنی از سنخ او میشود.