مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - انحاء تمایز یا تکثر
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٨٤
٢. مثال به حرکت: مثال دیگری که ما در گذشته آن را ذکر کردیم مثال حرکت است. اگر ما حرکت سریع و حرکت بطیء داشته باشیم- که داریم- آیا دو حرکت داریم که با یکدیگر متبایناند؟ مثلا فرض کنید یک حرکت داریم که هر کیلومتر راه در یک دقیقه طی میشود و یک حرکت دیگر داریم که هر کیلومتر راه در نیم دقیقه طی میشود. این حرکت است، آن هم حرکت است ولی در عین حال با یکدیگر اختلاف دارند؛ آن حرکت شدیدتر و سریعتر است و این حرکت ضعیفتر و کندتر.
میگوییم آیا حرکت شدید یعنی حرکت مخلوط با شیء دیگر؟ یا نه، حرکت چیزی است که در ذات خودش قابل شدت و ضعف است؛ وقتی هم شدت پیدا میکند خود حرکت بیشتر میشود؟ حرکت ضعیف چطور؟ آیا حرکت همان حرکت سریع استو حرکت ضعیف حرکتی است که با شیء دیگر مخلوط شده است؛ مثلا با سکونات مخلوط شده است (چنانکه بعضی متکلمین گفتهاند)؟
ممکن است بگویید نه، حرکت یک درجه بیشتر ندارد، فقط همان آخرین حد حرکت- که مثلا علم گفته است سیصد هزار کیلومتر در ثانیه است- حرکت است، بقیه حرکات مخلوطی است از این حرکت با سکونات. مثلا الآن که این خار ساعت این حرکت کند را دارد، این هم با همان سرعت سیصد هزار کیلومتر در ثانیه حرکت میکند، بقیهاش حالت سکون است و شما خیال میکنید حرکت است. یا وقتی که ما از اینجا به سمت فلان محل حرکت میکنیم، با همان سرعت سیر نور داریم راه را طی میکنیم بقیه زمان را ساکن هستیم، خودمان خیال میکنیم که حرکت میکنیم.
معلوم است که این، حرف نامربوطی است. اگر اینطور باشد وقتی ما زمان سکون را بر زمان حرکت تقسیم کنیم عدد بزرگی به دست میآید، پس باید حرکت برای ما نامرئی و غیر محسوس باشد نه سکون؛ زیرا اگر مثلا ما یک میلیون «آن» را در این حرکت صرف کردهایم در نهصد و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه آنش ساکن بودهایم و یک آنش را حرکت میکردهایم، آنوقت چطور ما هر چه میبینیم حرکت میبینیم و سکونها را نمیبینیم؟ معلوم است که این، حرف نادرستی است.
اینها مثالهایی است که برای تقریب به ذهن ذکر میکنند.
بنابراین ممکن است یک نحو تمایزی داشته باشیم که در آن ما به الاشتراک عین مابهالامتیاز باشد.
تا اینجا را که غیر از تمایز به تمام ذات و تمایز به جزء ذات و تمایز به ضمائم،