مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧ - دلیل پنجم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٦٧
خارج را پر کرده است. اصلا هستی و وجود یک مفهوم انتزاعی است که از ماهیات انتزاع میشود. آن چیزی که خارج را پر کرده و منشأ آثار است عین همان چیزی است که الآن در ذهن شما آمده است؛ یعنی این چیزی که در ذهن شما آمده موطنی دارد در ذهن شما و یک موطن دیگر دارد که نفس خارج است که او قطع نظر از ذهن شما در
موطن خارج هست؛ و اینکه میگوییم او در موطن خارج هست، این به اصطلاح «ضیق خناق» است که اینطور تعبیر میکنیم؛ مقصود این است که او همان چیزی است که خارجیت را تشکیل میدهد.
- یعنی در این مورد هیچ تمایزی بین آنچه که در ذهن وجود دارد و آنچه که در خارج است گذاشته نمیشود؟
استاد: تمایز این است که در دو موطن است: وجودی در اینجا دارد و وجودی در آنجا، یا ظهوری در اینجا دارد و ظهوری در آنجا، یا آثاری در اینجا دارد و آثاری در آنجا، ولی «این» است؛ یعنی همین نفس ماهیت که الآن یک وجود در ذهن شما دارد عین همین است که در خارج است؛ یعنی آن چیزی که در خارج است و منشأ آثار است همین است و ورای این چیزی نیست.
- آن وقت اینها وقتی میگویند «انسان هست» وجود را چگونه در نظر میگیرند؟
استاد: «انسان هست» از نظر آنها یعنی اینکه انسان ذاتی است که از او ذهن انتزاع میکند هستی را. اصالت ماهیتی میگوید وقتی میگوییم «انسان هست» یعنی انسان در خارج ذاتی است که این ذات به حیثی است که ذهن وقتی او را تصور میکند از او هستی را انتزاع میکند. میگویند که انسان ذاتی است در خارج که دارای آثار است و آثار همه مال این ذاتی است که شما تصور میکنید، که این ذات به نحوی است و به گونهای است که هر گاه ذهن او را تصور کند برای او وجود انتزاع میکند، یعنی برای او یک مفهوم جدید و یک مفهوم ثانوی انتزاع میکند. پس به تعبیر آنها دیگر مسأله این جور نیست که ماهیت قالبی است که ذهن ما از خارج گرفته است.
- آن وقت خود آنها چه میگویند؟
استاد: آنها این را نمیگویند؛ میگویند اصلا ذهنی باشد یا نباشد، این ذات، نفس خارج است. منتها این ذاتی که نفس خارج است ذهن کارش این است که اگر آن را تصور کند وجود را هم برایش انتزاع میکند. ولی حالا اگر ذهن هم نباشد وجود را هم انتزاع نمیکند. ولی این ذات به هر حال متن خارج است و آثار هم مال این است؛ یعنی اگر شما