مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - دلیل پنجم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٦٩
به معنی «چیست اویی». پس «چیست اویی» یعنی چیزهایی که در جواب «چیست او» قرار میگیرند.
ولی یک وقت هست که شما «ما» را اساسا مای موصوله میگیرید نه مای استفهامی، یعنی میگویید ما به هو هو، یعنی الذی به هو هو. «الذی به هو هو» اعم است از اینکه صلاحیت داشته باشد که در جواب «چیست او» قرار بگیرد یا صلاحیت نداشته باشد؛ یعنی اگر شما مای «ما هو» را مای موصوله بگیرید یک مفهوم اعم را در نظر گرفتهاید که شامل خود وجود هم میشود، اما اگر «ما» را مای استفهامی بگیرید همان چیزی است که در مقابل وجود قرار میگیرد.
- حالا این مطلب که شما فرمودید من استفاده کردم و برایم منشأ فکر است، ولی این را هم میشود طرح کرد که در این بحث وجود و ماهیت آیا اصالت ماهیتیها منظورشان از ماهیت یک مرحلهای از وجود اشیاء در علم باری نبوده است که بر وجود بعضی اشیاء تقدم داشته است؟ چون شاید در بین عرفا و متکلمین و حتی فلاسفه این مسأله مطرح شده باشد که اشیاء، مقدم بر وجود معمولیشان یک وجودی در علم باری دارند و آن وجود علمی مقدم است بر این وجود. آیا این احتمال وجود ندارد که اصالت ماهیتیها نظرشان به این مطلب بوده است؟
استاد: یک وقت هست که چنین حرفی در کلمات قدما آمده است، بعد میخواهیم توجیه و تأویل کنیم، آن وقت این مسأله مطرح میشود که یکی از توجیه و تأویلها آیا «این» هست یا نه. ولی ما این مطلب را مکررا گفتهایم که اصلا کلمه اصالت ماهیت حتی در کلمات شیخ اشراق هم نیامده است، با اینکه میگویند این بحث از زمان او شروع شده است. این حرفها اصلا قبلا نبوده است که بگوییم مقصودشان چه بوده است. این مسأله از زمان میر داماد به این شکل مطرح است و خود میر داماد هم اصالت ماهیتی بوده. و شیخ اشراق هم وجود را اعتباری میداند بدون اینکه اصالت ماهیتی باشد. به آن معنایی که میر داماد را اصالت ماهیتی میدانیم شیخ اشراق اصالت ماهیتی نیست؛ یعنی او به دوران امر میان اصالت و اعتباریت یکی از ایندو نرسیده بوده است.
- اگر شیخ اشراق وجود را اعتباری میداند پس چه چیزی را اصیل میداند؟
استاد: او اصلا بحث را تحت عنوان «اعتباریت وجود» طرح نکرده است؛ به نحو دیگری طرح کرده است. شیخ اشراق از وجود تصوری داشته که منطبق میشود بر تصور اصالت ماهیتیها. او خیال کرده است که اگر وجود حقیقت داشته باشد معنایش این است که