مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - وجه استدلال برای اصالت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٢٣
به عنوان «بودن» در این «آن» و در این نقطه یک امر انتزاعی ذهنی است. «بودن» وجود ندارد، «شدن» وجود دارد؛ یعنی مجموع اینها یک «شدن» است؛ یک «شدن» واحد متصل، یک وجود واحد و یکپارچه از «شدن» است. ولی «شدن» خصلتش این است که ذهن میتواند برای هر درجهای از آن یک «بودن» انتزاع کند و چون درجات غیر متناهی در او قابل فرض است بودنهای غیر متناهی در او قابل اعتبار وانتزاع است. این همان مطلبی است که در مکانیات و حرکتهای مکانی هم جاری است. فرض کنید یک شیء روی این خط ممتد در این نقطه قرار دارد و از آن نقطه حرکت میکند و به اینجا میآید. من این نقطه را در نظر میگیرم و میگویم «آنی» که شیء در اینجا بود. اما این انتزاع ذهن است، ما یک «آنی» که آن شیء در اینجا بود نداریم، یعنی «آنی» و «بودنی» که فقط بودن در اینجا باشد نه بودن در نقطه قبل و نه بودن در نقطه بعد، ما چنین «آنی» نداریم. اصلا چنین «آنی» وجود ندارد، فقط انتزاع ذهن است. همان طور که ما نقطه نداریم [١] و خط را یک امر متصل واحد میدانیم، بودن در یک نقطه و در یک «آن» نیز نداریم و حرکت را یک «شدن» واحد متصل میدانیم که بودنهای غیر متناهی برای آن قابل فرض است. چرا میگوییم بودنهای غیر متناهی؟ چون هر کمیتی الی غیر النهایه قابل قسمت است؛ یعنی «بودن» مثلا در این یک سانتیمتر خود قابل تقسیم به دو «بودن» است و آن «بودن» هم قابل تقسیم به دو «بودن» است و این در یک حدی متوقف نمیشود. چون امر متصل الی غیر النهایه قابل انقسام است بنابر این اگر آن «بودن» واقعی باشد باید بودنهای غیر متناهی باشد و اگر هم انتزاعی باشد و آنچه هست «شدن» باشد نه «بودن»، باز بودنهای غیر متناهی میشود انتزاع کرد.
وجه استدلال برای اصالت وجود
حال سخن اصالت وجودیها این است که میگویند اگر اصالت از آن وجود باشد
[١]. زیرا قائل به جزء لا یتجزی در باب خط نیستیم و نمیگوییم خط مجموع نقطههاست، بلکه میگوییم این نقطهای که نقطه وسط این خط مینامیم یک امر فرضی است؛ در واقع ما نقطه نداریم، همین خط متصل واحد است.