مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٧ - جواب اول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٠٧
مطرح شده است که آیا واقعا مفهوم مشتق مرکب است از ذات و اسم معنا [٢] و یا مفهوم مشتق بسیط است؟ یعنی آیا وقتی ما میگوییم «ناطق» مفهوم ذات در مفهوم «ناطق» اخذ شده است به این معنی که «ناطق» یعنی «ذات ثبت له النطق» یا نه؟
عدهای گفتهاند مفهوم مشتق مرکب است، پس مفهوم «عالم» یعنی «ذات ثبت له العلم» (حالا تعیین نکردهایم که آن ذات، «انسان» باشد، بلکه ذات را اعم گرفتهایم ولی بالاخره ذات را، خود نفس ذات را در نظر گرفتهایم)، پس مفهوم علم داریم و مفهوم ذات داریم، این دو مفهوم را با همدیگر ترکیب کردهایم و اتصاف ذات به علم را هم در نظر گرفتهایم و از این [راه] صیغه مشتق را ساختهایم، پس مشتق یعنی «ذات ثبت له المبدأ». این بود معنای اینکه مشتق مرکب است.
یک عده دیگر آمدهاند گفتهاند خیر، اصلا مشتق بسیط است، مرکب نیست؛ یعنی همان گونه که مفهوم علم بسیط و مفرد است، نه جمله است و نه نیم جمله [١]، مفهوم عالم هم بسیط است. آن وقت میگوییم پس فرق مشتق و مبدأ اشتقاق چیست؟ میگویند فرق مشتق و مبدأ اشتقاق به اعتبار است. باز همان مسأله اعتبار لا بشرطی و اعتبار بشرط لایی را ذکر کردهاند به این معنا که مثلا «علم» را گاهی ذهن به نحوی اعتبار میکند که فقط به همان صفت اطلاق میشود و گاهی به نحوی اعتبار میکند که صلاحیت دارد که بر آن ذات عالم هم حمل بشود. نه اینکه در مفهومش «ذات» آمده است؛ نه، در مفهومش «ذات» نیامده است، بلکه صلاحیت این را دارد که بر «عالم» حمل بشود. همین «علم» را دو جور میشود اعتبار کرد:
١. به یک اعتبار امری است جدا از ذات و غیر از ذات.
٢. به یک اعتبار امری است متحد با ذات.
اگر «علم» را آن گونه اعتبار کنیم که متحد با ذات است میگوییم «عالم». پس علم که واقعا یک صفتی است برای عالم دو اعتبار دارد: اعتبار جدا بودنش از عالم، و اعتبار اتحادش با عالم: اگر او را به شکلی اعتبار کنیم که بتواند متحد با آن ذات باشد مشتق به وجود میآید، و از این جاست که مشتقات به اصطلاح وضع شده است.
اصلا بشر از همان قدیم الایام که مشتقات را وضع کرده است نه این است
[١]. مشتق مثل اسم فاعل و اسم مفعول، اسم ذات مثل «انسان» و اسم معنا مثل «علم».
(٢). منظور از نیم جمله همان مشتق است بنابر قول به ترکب.