مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨١ - مقایسه نظریه بوعلی و نظریه ملاصدرا
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٨١
حاجی میگوید نفس هم همین طور است. نه این است که نفس خودش یک وجود مستقلی دارد ماورای این مجموعه علوم و ادراکات و این علوم و ادراکات در صفحه نفس ریخته میشود، بلکه اصلا نفس با همین علم و ادراک ساخته شده است. از اول، هر علمی که پیدا میشود- که همان علم نفس به ذات خودش است- نفس پیدا شده است. علم به خارج نیز به هر اندازه که پیدا میشود نفس پیدا شده است. مثلا کودک که به مادرش علم پیدا میکند، نفس او گسترش پیدا میکند. به پدرش علم پیدا میکند، نفس گسترش پیدا میکند. بعد به اشیاء بیرونی دیگر علم پیدا میکند، نفس گسترش پیدا میکند. دائما «نفس» است که گسترش پیدا میکند [١].
میگویید فضا محدود است بالاخره آن شیء به کجا میرود؟ او گفت اگر چنین چیزی وجود داشته باشد او خودش فضا میسازد. اصلا خود او یعنی وجود فضا. فضا که یک چیزی غیر از اشیاء موجود نیست. فضا به عدد اشیاء است؛ یعنی به اندازه اشیاء موجود فضا وجود دارد. ما اگر فرض کنیم فضا یکمرتبه دو برابر بشود و یا اگر همان نظریه «توسعه کناری» نظریه درستی باشد که آنا فآنا فضا بزرگ بشود لازم نیست که اول یک «خارج» ی و یک فضایی درست بکنند که وقتی اشیاء میخواهند موجود شوند در یک محل موجود قبلا آماده شده وارد شوند. «وجود اشیاء» و «فضای موجود» یکی است. وقتی ما میگوییم فضا محدود است یعنی وجود اشیاء محدود است. اگر فرض کنیم اشیائی بر این اشیاء افزوده بشود بر فضا افزوده میشود.[١] این تقریبا شبیه به قول هیوم میشود که میگوید نفس عبارت از همان مجموعه تصورات است.
استاد: آن مجموع تصورات که هیوم میگوید باز با این مطلب در اینجا فرق میکند. آن
مجموع تصوراتی که هیوم میگوید یعنی مجموع تصورات پراکندهای که هیچ گونه وحدتی میان آنها نیست؛ ولی حکمای اسلامی میگویند: نه، از اول، یک جوهر (یک جوهر خودآگاه) به وجود میآید که در آن علم و عالم و معلوم یکی است و هر چه علم پیدا میشود آن جوهر است که گسترش مییابد نه اینکه یک چیزی در کنار او اضافه کنند، بعد یک چیز دیگر در کنارش اضافه کنند و بعد باز یک چیز دیگر در کنارش بیفزایند. اگر چنین باشد که اتحاد علم و معلوم نیست.
- دعوا بر سر جوهریت نفس که معلوم است که دعوای دیگری است.