مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - دلیل مطلب
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٨٥
علت وجود خودش باشد، پس باید در مرتبه قبل موجود باشد. اگر آن وجود سابق با این وجود الحق یکی است، تقدم شیء بر نفس لازم میآید (فسابق مع لاحق قد اتّحد) و اگر غیر از اوست تسلسل لازم میآید (او لم تصل سلسلة الکون لحد) [١].
[١].- حالا یک اشارهای هم بفرمایید که چطور این استدلال مبتنی بر اصالت ماهیت است.
استاد: زیرا بنابر اصالت ماهیت است که سخن از این است که نسبت وجود به هر ماهیتی نسبت عارض به معروض است در ظرف ذهن و بلکه در ظرف خارج. آن وقت میگوییم آن ذات متحقق همان خود ماهیت است. حال چون ذات ماهیت من حیث هی هی اقتضائی ندارد، پس این ماهیت اگر بخواهد به حیثی واقع شود که وجود از او انتزاع شود به علتی احتیاج دارد، سپس میگوییم این علت یا خارج است یا داخل و همان حرفها را
ذکر میکنیم.
اما بنابر اصالت وجود همه این حرفها بیاساس میشود، چون بنابر اصالت وجود آنچه حقیقت است خود وجود است چه در ممکن و چه در واجب؛ ماهیت امری است اعتباری و در احکام تابع وجود است. اگر وجود ممکن باشد (که البته امکان در وجود را خواهیم گفت که اصلا چیز دیگری است غیر از امکان در ماهیت) ماهیت به تبع وجود ممکن است و اگر واجب باشد و فرض کنیم که ماهیت داشته باشد ماهیت به تبع وجود واجب میشود. وجود عارض ماهیت نمیشود، چون وجود اصل است؛ ماهیت است که از وجود انتزاع شده است. اگر بخواهد چیزی عارض بر چیزی شود، بنابر اصالت وجود ماهیت است که عارض بر وجود میشود. تازه این عروض هم عروض خارجی نیست، بلکه به معنی انتزاع است.
- یعنی میفرمایید که در اینجا حاجی از آن بحث خودش که زیادت وجود بر ماهیت را در ذهن میدانسته است عدول کرده است؟
استاد: عدول نکرده است.
- آن مبنا را فراموش کرده است، چون آن شعرش که میگفت:
انّ الوجود عارض المهیة | تصوّرا و اتّحدا هویة | |