مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١ - واسطه در عروض
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٩١
استاد: عرض میکنم. معنایش این است: موجود که ما میگوییم، این موجود بر وجود اطلاق میشود بر ماهیت هم اطلاق میشود، ولی موجود حقیقی وجود است و موجودی که با واسطه در عروض یعنی به تبع وجود موجودیت را به او نسبت میدهیم ماهیت است. پس هم وجود موجود است و هم ماهیت، اما موجود حقیقی وجود است و موجود
اعتباری ماهیت. مثل همانجا که میگفتیم سفیدی سفید است، جسم هم سفید است، ولی سفید حقیقی خود سفیدی است، جسم را به تبع سفیدی میگوییم سفید است.
- یعنی میتوانیم بگوییم وجود بدون ماهیت؟ وجود بدون ماهیت هم ممکن است؟
استاد: حال عرض میکنم. اتفاقا در همین جا میرسیم به این مطلب.
- اصلا چه لزومی دارد که ما به خود سفیدی قائل باشیم؟ همهاش صحبت سفید بکنیم.
استاد: بسیار خوب، همهاش صحبت از سفید میکنیم. این یک بحث خوب و عالی است در باب جوهر و عرض که در فلسفه جدید هم آمده است. بو علی و امثال او هم طرح کردهاند، خوب هم طرح کردهاند.
- ولی خودشان میگویند عروض وجود بر ماهیت غیر از عروض اعراض بر جوهر است.
استاد: قبول است. ما هم میگوییم این عروض مال ذهن است. ما که نمیگوییم عروض مال خارج است. الآن بحث ما این است که بنابر قول کسانی مثل شیخ اشراق ما کلمه موجود را بر ماهیت میتوانیم اطلاق کنیم نه بر وجود. ما میتوانیم بگوییم الف موجود است، ب موجود است، زمین موجود است، آسمان موجود است یک مجازی گفتهایم. ولی بنابر نظریه اینها ما، هم میتوانیم بگوییم الف موجود است و هم میتوانیم بگوییم وجود موجود است، یعنی وجود الف موجود است، ولی نه اینکه این دو موجود در کنار یکدیگر است؛ نه، یک موجود واقعی داریم، یک موجود اعتباری، و موجود حقیقی خود وجود است.
ماهیت چون انتزاع میشود از وجود لذا به ماهیت هم میگوییم «موجود». پس الف موجود است، واقعا هم الف موجود است، اما الف که موجود است به تبع وجود موجود است. در حقیقت، وجود الف موجود است، اما چون الف از وجودش، از یک وجود خاص انتزاع میشود از این جهت ما میگوییم الف موجود است.
- ولی این حرف درست است که وجود بدون ماهیت باشد. اگر وجودی همیشه