مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠ - ابطال فرض اول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٧٠
باشیم، زیرا اگر ما همه جواهر را یک نوع واحد بدانیم، جواهر و اعراض را دیگر نمیتوانیم یک نوع بدانیم و بگوییم کمیت با موش یک ذاتند و یا کیفیت و کمیت و جوهر همه یک چیز هستند) باز بالاخره همه اشیاء داخل در یک نوعند یعنی یک «ماهیت» دارند و باز «هستی» هم دارند، پس ماهیت آنها غیر از هستی آنهاست.
پس بحث از اینجا شروع میشود که ذهن ما در اشیاء دو حیثیت تشخیص میدهد: حیثیت چیستی و حیثیت هستی. چیستیها همانهاست که اشیاء را به انواع مختلف تقسیم میکند و هستی آن چیزی است که در مقابل نیستی است و همه اشیاء موجود دارای آن هستند. حالا ما در اینجا چهار فرض داریم:
یک فرض این است که هر دو حیثیت عینیت، فرض ذهن ما باشند، هم چیستی و هم هستی، و هیچکدام از آنها عینیت نداشته باشند.
فرض دوم این است که هر دو حیثیت عینیت خارجی داشته باشند، هم هستی و هم چیستی در مقابل یکدیگر.
فرض سوم این است که از ایندو یکی اعتبار ذهن باشد و یکی عینی؛ یعنی یکی از این دو حیثیت که ذهن درک میکند همان عینیت خارجی است و دیگری انتزاع ذهن است از آن عینیت خارجی؛ یعنی در خارج دو حیثیت نیست، در خارج یک واقعیت است. آن وقت میشود واقعیت درجه اول و واقعیت درجه دوم؛ واقعیت درجه اول همان است که آن خودش عین واقعیت است، واقعیت درجه دوم آن است که ذهن آن را فرض و وضع میکند.
آن وقت این فرض سوم خودش دو شق میشود: یکی اینکه بگوییم ماهیت، عینی است و وجود اعتباری؛ و یکی اینکه بگوییم وجود، عینی است و ماهیت اعتباری.
ابطال فرض اول
از این چهار فرض اگر ما هر دو را، هم حیثیت وجود و هم حیثیت ماهیت را ذهنی بدانیم (فرض اول)، این مطلبی است که با برهان نمیشود آن را رد کرد. اینکه ما هستی و چیستی هر دو را فقط محصول ذهن بدانیم و برای هیچکدام ما بازاء عینی قائل نباشیم همان حرف سوفسطایی است که میگوید اصلا عالم هستی پوچ و هیچ اندر هیچ است؛ یعنی اینکه شما میگویید [هستی انسان چه هست و] چیستی انسان