مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٠ - امر ذهنی یک امر مقایسه ای است
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٦٠
تعبیر باطنگرایی یا درونگرایی- صرف درون گرایی- هم غلط است، چون درونگرایی به معنای این است که رابطهاش را با بیرون قطع کرده است، ولی او رابطهاش را با بیرون قطع نکرده است؛ او دارد کاوشی در درون خودش میکند و میخواهد یک راهی پیدا کند که با کل جهان هستی و با عالم بیرون در ارتباط باشد.
او رابطهاش را از یک طرف با بیرون قطع کرده است، میخواهد از جای دیگر با بیرون خودش رابطه برقرار کند. مثلا ما که الآن روی زمین هستیم یک وقت از سطح زمین با اشیاء ارتباط داریم، یک وقت میخواهیم این زمین را بشکافیم و از آن زیر زمین و اعماق زمین با اشیاء ارتباط پیدا کنیم. آن هم باز ارتباط با هستی است و ارتباط با جهان است. کسی که آن کار را میکند مثل این است که از اعماق زمین با جهان ارتباط پیدا کند و بلکه آن شخصی که این کار را میکند معتقد است که این ارتباط که ما با اشیاء و با جهان داریم سطحی است و آن ارتباط که او با اشیاء و با جهان دارد عمقی است. او میخواهد از دورن با جهان ارتباط پیدا کند و بعد، از آن طریق بر همه عالم اشراف پیدا کند. پس او درونگرا به معنی اینکه قطع رابطه با بیرون کرده است نیست. او معتقد است کانال دیگری در درون خودش کشف کرده است و از طریق آن کانال میخواهد با کل جهان پیوستگی داشته باشد. اما عدهای مرتبا این نحوه ارتباط با هستی را میگویند «ذهنگرایی».
ب. حتی عدهای آمدهاند ایمان را به عنوان یک امر ذهنی تعریف کردهاند و عمل را به عنوان یک امر عینی اینکه ایمان را قبول نداشته باشیم یک مسأله است و اینکه قبول داشته باشیم ولی آن را یک امر ذهنی بدانیم مسأله دیگر است. اگر ما ایمان را قبول نداریم که بحثی نیست؛ ولی اگر قبول داریم، ایمان یک امر ذهنی در مقابل امر عینی نیست، ایمان خودش یک عینیت است. ایمان که مربوط به رابطه من با بیرون خودم نیست؛ ایمان که فقط یک نوع ادراک از عالم بیرون نیست، ایمان خودش یک کمال روحی و یک کمال معنوی برای انسان است. «الّذین امنوا و عملوا الصّالحات» یعنی کسانی که از دو راه در مسیر کمال سیر میکنند، از راه درون و از راه بیرون؛ هم ایمان دارند و مراتب ایمان را طی میکنند و هم مرد عمل هستند و مراتب عمل را طی میکنند.
این است که این کلمه ذهنگرایی هم امروز یک مصیبتی شده است که ذهن را