مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٧ - پاسخ شبهه معدوم مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٨٧
خارج در نظر گرفتهام و میگویم این انسان خارجی خندان است. آن گونه قضایا قضایای حقیقیه است و قضایای حقیقیه به نحوی قضایای شرطیه است [١]. «هر انسانی خندان است» یعنی اگر چیزی در عالم موجود باشد و آن چیز مصداق انسان باشد آن چیز خندان است. نمیگویند چیزی هم موجود هست یا نیست، یعنی در مفاد این قضیه تحقق موضوع معتبر نیست، مشروط است. «هر انسانی خندان است» یعنی اگر در عالم در زمان حاضر یا گذشته یا آینده چیزی موجود باشد که آن چیز مصداق انسان باشد آن چیز ضاحک است. اینجا هم همین طور است. همان گونه که در اینجا مفهوم انسان مرآت برای مصداقها قرار گرفته است ولی حکم مال مصداق است و مصداق هم وجود مشروط دارد- اگر مصداق موجود باشد- در مورد معدوم مطلق نیز همین طور است. وقتی ما میگوییم از معدوم مطلق خبر داده نمیشود، در اینجا ذهن ما این مفهوم معدوم مطلق را مرآت قرار داده است برای مصادیق معدوم مطلق؛ به این معنی که اگر چیزی مصداق معدوم مطلق باشد آن مصداق لا یخبر عنه است [٢]. آن وقت شما نمیتوانید اشکال کنید و بگویید پس الآن شما از معدوم مطلق خبر دادید. ما الآن خبر ندادهایم از یک امری که مصداق معدوم مطلق باشد. آنچه که گفتیم محال است، خبر دادن از مصداق معدوم مطلق است به شرط اینکه وجود پیدا کند. در اینجا ما خبر از مصداق ندادهایم. پس خبر از چه دادهایم؟ در اینجا در واقع خبر از مفهوم دادهایم.
این حرفی بوده است که قدما در این زمینه گفتهاند و حرفشان هم تقریبا به همین
[١] [تحلیل قضایای حقیقیه به شرطیه معتقد برخی از قدما بوده است ولی از نظر متأخرین و از جمله صدر المتألّهین این مطلب صحیح نیست و قضایای خارجیه هستند که منحل به شرطیه میشوند نه حقیقیه. توضیح مطلب در گذشته در بحث وجود ذهنی آمده است.][٢]- ولی آیا معدوم مطلق اصلا مصداق پیدا میکند؟
استاد: نه، و لذا ما به صورت مشروط میخواهیم بگوییم.
- به فرض.
استاد: بله، به فرض این طور میگوییم؛ یعنی مفاد قضیه ما این است که اگر به فرض محال معدوم مطلق مصداق داشته باشد آن مصداق لا یخبر عنه است.