مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - اشکالات وارد بر این نظریه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٨
دیگر فصل او باشند یا او فصل باشد و چیزهای دیگر جنس باشند. اصلا همانجا که خود هگل فرض میکند و میگوید هستی برترین مفاهیم و برترین مقولات است، اگر درست فکر کرده بود که معنی این «برترین» چیست هستی را جنس الاجناس نمیدانست. معنای اینکه هستی برترین مقولات است این است که سایهاش بر همه گسترده است، پس آن را نمیشود در مقابل اشیاء دیگر و جزء چیزی قرار داد؛ یااوست و همه اشیاء دیگر تعیناتی است که ذهن در اشیاء اعتبار میکند و یا همه آن تعینات، هستند و آن یک مفهوم انتزاعی است که ذهن ما اعتبار کرده است؛ و به هر حال این که ما بیاییم آن را در ردیف و در کنار اشیاء دیگر قرار دهیم به هیچ وجه قابل تصور نیست.
پس تقریبا نظریه کسانی از متکلمین که وجود را جزء [ماهیت] گرفتهاند- گر چه آنها به این شکل که ما گفتیم نگفتهاند- برمیگردد به نوعی دو اصلی که نیمی وجود اصل باشد و نیمی ماهیت، که این مطلب را در مبحث اصالت وجود بحث میکنیم.
پس این هم معنی این شعر که میگوید: «و لاتّحاد الکلّ و التّسلسل» حاجی در پایان این فصل یک شعر دیگر دارد که این شعر تقریبا از محل استدلال خارج است و یک نوع نتیجهگیری و در واقع یک مطلب زائد است [١].
میگوید:
و الفرد کالمطلق منه و الحصص | زید علیها مطلقا عمّا و خص | |