مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧١ - عدم ارتباط مسأله اعاده معدوم با مسأله معاد
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٧١
شکل دیگری جواب داده شده است. در اینجا گفته نشده است که: بگو خداوند عالم و آگاه است و از نظر او چیزی پنهان نیست، بلکه جواب میدهد که:«قل یتوفّیکم ملک الموت الّذی وکل بکم». معلوم میشود که مقصود از «گم شدن» در اینجا نیست شدن است. در اینجا که میگوید «وقتی گم شدیم» نظرش به بدنش است؛ میگوید وقتی اجزاء بدن ما گم میشود و نیست میشود آیا ما در خلقت جدیدی قرار خواهیم گرفت؟ لذا جواب میدهد آنچه که تو هستی، آن «تو»، آن «کم» را گرفتهاند بردهاند. آنچه که تو میگویی «گم شدیم»، آن تو نیستی. بالاخره جواب باید به سؤال بخورد. اینجا جواب نمیدهد که نه، آنچه که میگویی گم شده است از نظر تو گم شده است، از نظر ما گم نشده است، ما آن را پیدا میکنیم و میآوریم. سؤال او این است که این بدنهای ما اساسا نیست و نابود میشود، چیزی که نیست و نابود شد آیا باز دو مرتبه تکرار میشود؟! و لهذا جواب میدهد آنچه که تو هستی، آن را گرفتهاند و بردهاند؛ تو را میگیرند و میبرند:«قل یتوفّیکم ملک الموت الّذی وکل بکم» (بگو شما را به تمام و کمال گرفتهاند). او میگوید ما به تمام و کمال نیست شدیم، و او میگوید: بگو همان اول که تو مردی تو را به تمام و کمال گرفتند و بردند [١] و [٢].
از این جهت است که فلاسفه میگویند مسأله اعاده معدوم با مسأله معاد ارتباط ندارد. متکلم چنین فرض کرده است که مسأله معاد همان مسأله اعاده معدوم است، و الّا در واقع معاد ربطی به اعاده معدوم ندارد. یک عده- البته افراد معدودی- از متکلمین بودهاند که قائل به بقای روح نبودهاند (مثل باقلانی ). اینها چنین
فکر
[١] [رجوع شود به تفسیر المیزان و نیز به کتاب زندگی جاوید یا حیات اخروی استاد شهید، بحث «ماهیت مرگ»، ذیل آیه مورد بحث.][٢] یعنی آن ضمیر «ضللنا» به کسی برنمیگردد.
استاد: بله، آن «ضللنا» به کسی برنمیگردد، آنچه که تو هستی همان است که گرفتهاند و بردهاند.
- نقل میکنند که به سقراط گفتند وقتی که تو مردی کجا دفنت کنیم؟ گفت اگر مرا پیدا کردید هر جایی که دلتان میخواهد دفن کنید؛ یعنی دیگر نمیتوانید مرا دفن کنید.