مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٧ - برهان چهارم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٦٧
وبیان دیگر در این مورد این است که زمان از مشخصات است [١]. شما خیال کردهاید که شیء در زمان که قرار میگیرد رابطه زمان شیء با شیء رابطه یک امر بیگانه با شیء است و میشود شیء را از زمانش جدا کرد، که این شیء در آن زمان بوده است حالا باز همان شیء است، خودش خودش است ولی زمانش دوتاست؟
نه، اگر زمان دو تا شد خودش هم دو تا شده است، و اگر زمان یکی باشد پس دیگر اعاده نشده است، همان زمان اول ابتدا بود، الآن هم که زمان اول است پس ابتداء است [٢].
برهان چهارم
یکی دیگر از براهینی که در مورد امتناع اعاده معدوم اقامه کردهاند این است که:
« [و علی تقدیر جواز اعادة المعدوم بعینه] لیس [عدد نفس العود] بالغا الی انتهاء» یعنی لازمه اعاده معدوم این است که به هیچ حدی متوقف نشود، که البته این را به دو تقریر و دو بیان ذکر کردهاند [٣]؛ یکی اینکه اعاده در حدی متوقف نشود و دیگر اینکه معادها در حدی متوقف نشوند.
اما اگر این برهان را در باب اعاده بخواهیم بگوییم مسأله این است که اعاده یا
[١] مسأله اینکه زمان از مشخصات است به دو نحو قابل فرض است: یکی در آن فرض تصور بهمنیاری که با دید اصالت ماهیتی میخواهد بگوید زمان از مشخصات است، که آن را قبول ندارند، و یکی هم در فرض اصالت وجودی که در آن شکی نیست و قابل قبول است.[٢] یعنی میفرمایید زمان را یک امر مستقل از وجود اشیاء نمیشود تصور کرد مثل یک رودخانهای که مثلا یک سنگی را از بالای رود برداریم و پایین رود بیندازیم که سنگ همان سنگ است؟
استاد: بله، سنگ همان سنگ است یا رودخانه همان رودخانه است ولی آب غیر آن آب است. رابطه شیء و زمان مثل رابطه رودخانه و آب نیست که رودخانه یک امر بیگانه است از آب، یعنی وجود این غیر از وجود اوست. زمان اینچنین نیست.
(٣) البته حاجی بیان دوم را باز به دو بیان ذکر کرده است و لذا جمعا سه بیان برای این برهان در شرح منظومه ذکر شده است که خود حاجی هم در آخر میفرماید: «فهذه وجوه ثلثة اشرنا الیه بقولنا: و لیس بالغا الی انتهاء».