مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٣ - ریشه پیدایش این بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٤٣
ندارد و امری است ممکن. آنچه که محال است و گفتهاند که محال بودنش از بدیهیات است اعاده عین معدوم است نه اعاده مماثل و مشابه آن.
مثلا فرض کنید که این دست من حرکت کرد. یک وقت من میگویم در آن بعد یک حرکت دیگر بدهم که عینا مثل آن حرکت باشد. این که اعاده او نیست؛ ایجاد شیء است عینا مشابه و مماثل او از هر جهت، ولی اینها دو شخصند، آن یک چیز است و این چیز دیگری، آن یک حرکت است این حرکت دیگری؛ اینها دو واحد از حرکتاند، دو شخص از حرکتاند.
اما یک وقت ما میگوییم: نه، این دست که حرکت کرد، در آن بعد آنچه که وجود پیدا میکند همانی است که در گذشته وجود پیدا کرده است، که معنایش این میشود که شیء واحد در دو زمان وجود داشته باشد؛ البته نه به این صورت که وجودش امتداد پیدا کند، بلکه یک وجودی که امتداد زمانیاش مثلا به اندازه یک دقیقه است، این شیء یک دقیقهای در این یک دقیقه وجود دارد بعد معدوم میشود و همین شیء عینا در آن یک دقیقهای که یک ساعت بعد ایجاد میشود وجود دارد؛ عین همین شیء در آنجا وجود دارد؛ یعنی خود همین است که دوباره وجود پیدا میکند نه یک چیزی مثل او؛ یک وجود است نه دو وجود. میگویند این بدیهی است نزد عقل که محال است؛ یعنی اینکه در آن واحد هم یک وجود باشد هم دو وجود، بدیهی است که محال است. آیا امکان این هست که یک شیء در آن واحد هم یک وجود باشد هم دو وجود؟! و یا تصور این مطلب میشود که شخص واحد دارای دو وجود باشد؟ یعنی شخص واحد در عین اینکه شخص واحد است دو شخص باشد؟
فلاسفه میگویند بدیهی است که چنین چیزی محال است؛ یعنی اگر فرض کنیم (که ما بر اساس همین فرض داریم بحث میکنیم) که در عالم چیزی معدوم میشود و بعد خود همان چیز عینا- نه مثل و مشابه او- اعاده میشود به طوری که این شخص همان شخص باشد، این محال است و تصدیق به محال بودنش هم بدیهی است. ولی در عین حال که محال بودنش بدیهی است براهینی هم برایش اقامه کردهاند که آن براهین را باید بررسی کنیم.