مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٨ - ٢ عدم علیت در اعدام
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٣٨
اینکه آیا نمیشود بگوییم که بهتر است در مورد اعدام لفظ «علت» را به کار نبریم بلکه لفظ «نشانه» یا «دلیل» را به کار ببریم؟ برای اینکه ما باید ببینیم اصلا خود «علت» را در فلسفه اسلامی چگونه تعریف میکنند. ما میبینیم که علت را به معنی دهنده وجود تعریف میکنند. وقتی یک چیزی برای یک چیزی علت است یعنی وجود این از اوست. پس اصلا دیگر بر حسب تعریف معنی ندارد که بگوییم عدم، علت میشود برای چیز دیگر.
استاد: نه، اتفاقا این طور نیست، برای اینکه شما وقتی که خوب دقت کنید میبینید که در عالم اعتبار شبیه همان رابطهای که میان وجودها هست رابطهای میان اعدام هست. مثلا در عالم واقع ما یک وجود را مقدم بر وجود دیگر میدانیم، میگوییم چون الف وجود دارد ب وجود دارد، با اینکه ایندو مقارن با یکدیگر هستند. میگویید چون الف وجود دارد ب وجود دارد؛ نمیگویید چون ب وجود دارد الف وجود دارد. میگویید چون دست حرکت میکند انگشتر حرکت میکند؛ نمیگویید چون انگشتر حرکت میکند دست حرکت میکند. آیا این درست است یا نه؟
- بله، درست است، همان تقدم بالعلیة است.
استاد: عین همین رابطه را در باب عدم، ذهن به همین نحو اعتبار میکند. حالا فرض میکنیم دست حرکت نمیکند انگشتر هم حرکت نمیکند. آیا برای ذهن فرق نمیکند که بگوییم چون دست حرکت نمیکند انگشتر حرکت نمیکند یا بگوییم چون انگشتر حرکت نمیکند دست حرکت نمیکند؟ از نظر نشانه بودن که فرق نمیکند. از نظر نشانه بودن یعنی از نظر مقام اثبات هر دو یکی است. اگر بگوییم به دلیل اینکه دست حرکت نمیکند انگشتر حرکت نمیکند، یعنی حرکت نکردن دست دلیل حرکت نکردن انگشتر است، درست است و اگر هم بگوییم به دلیل اینکه انگشتر حرکت نمیکند دست حرکت نمیکند، یعنی حرکت نکردن انگشتر دلیل حرکت نکردن دست است، باز هم درست است. ولی در عین حال در مقام واقع و نفس الامر بعد از اینکه عدمها اعتبار شدند چنین اعتبار شده است که از این دو حالت شق اول درست است؛ یعنی چون دست حرکت نکرده است انگشتر حرکت نکرده است نه اینکه چون انگشتر حرکت نکرده است دست حرکت نکرده است؛ یعنی عینا به همان نحو که ذهن رابطه علیت را میان وجودات کشف میکند رابطه علیت را میان اعدام اعتبار میکند.
- آن وقت آن عرض بنده که گفتم وقتی «علت» را به «معطی وجود» تعریف