مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٤ - بیان دیگری در پاسخ به این شبهه ( جواب سوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٢٤
چون نقیض وجود خود عدم یعنی لا وجود است. اگر وجود متصف به عدم شده باشد یعنی عین عدم شده باشد اجتماع نقیضین است؛ اما اگر وجود ذی عدم شده باشد اجتماع نقیضین نیست. شیخ اشراق ممکن است به این نحو جواب بدهد، و همچنین ملا عبد الرزاق و امثال اینها.
- دلایل ما در رد اصالت ماهیت متعدد بود. ما میتوانیم شبهه اینها را با یکی دیگر از ادله رد اصالت ماهیت جواب بدهیم.
استاد: البته، قبول دارم ولی به هر حال ما باید شبهه آنها را در اینجا رد کنیم. ما میتوانیم به اتکاء ادله اصالت وجود بگوییم وجود موجود است و ما به ادله اصالت وجود ثابت کردهایم که وجود موجود است، ولی بالاخره شبهه اینها را باید رد کنیم؛ یعنی بالاخره این سؤال مطرح است که میگویند: شما با ادلهتان ثابت کردید که وجود موجود است، ولی جواب این شبهه را چه میدهید؟ ما بالاخره جواب اینها را از یک راه حل منطقی باید بدهیم نه اینکه احاله کنیم که چون ما ثابت کردهایم که اصالت با وجود است پس حرف شما قابل بررسی نیست.
- یعنی آیا اشکال دارد که ما جواب اینها را به این صورت بدهیم که وقتی شما میآیید در «موجود» وجود را از
ذی وجود تفکیک میکنید این «ذی وجود» چیست؟ ذی وجود لاجرم ماهیت است. آن وقت این بحث را ارجاع بدهیم به بحث ماهیت و وجود و بگوییم ما در بحث اصالت وجود ثابت کردهایم که ذی وجود نمیتواند غیر وجود باشد برای این که اگر غیر وجود باشد باید ماهیت باشد و ماهیت هم اصالت ندارد، پس به این ترتیب این اشکال اصلا منتفی است.
استاد: نه، میگویند «ذی وجود» یعنی غیر از خود وجود.
- بسیار خوب، آن وقت این غیر خود وجود فقط باید ماهیت باشد.
استاد: ماهیت است، بله؛ یعنی میگویند ماهیت ذی وجود است ولی وجود دیگر نمیتواند ذی وجود باشد. اگر ماهیت ذی وجود باشد درست است. ولی وجود خودش نمیتواند موجود باشد که لازمهاش این است که ذی وجود باشد، چون محال لازم میآید. ماهیت اگر ذی وجود باشد محال لازم نمیآید، ولی وجود اگر ذی وجود باشد محال لازم میآید.
- یعنی این نظریه مبتنی است بر اصالت ماهیت.