مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - براهین اشتراک معنوی وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٥
براهین اشتراک معنوی وجود
برای اشتراک معنوی وجود چند برهان ذکر شده است:
١. برهان اول در قبول کردن تقسیم است. مشترک معنوی میتواند منقسم به اقسام شود. مثلا انسان یا سفید است یا سیاه، یا عالم است یا جاهل. ولی در مشترک لفظی تقسیم غلط است. مثلا ممکن نیست کسی بگوید شیر بر دو قسم است، یکی در بیابان است و یکی در سر حوض است.
چون وجود قابل انقسام به اقسام مختلف است مثلا جوهر است یا عرض، مجرّد است یا مادّی و از این قبیل تقسیمات، این بهترین دلیل بر اشتراک معنوی است که حاجی میگوید: «یعطی اشتراکه صلوح المقسم».
٢. برهان دوم این است که در اینکه نقیض وجود عدم است بحثی نیست. همه این حرف را در باب هستی گفتهاند، اما کسی در باب نیستی حرفی نزده است که
بوده است به نام تشبیه و تنزیه. در اوصاف خدا ما باید به تنزیه یا تشبیه بپردازیم. تنزیه یعنی نفی هر گونه تشابه بین خالق و مخلوق تا آنجا که هر لفظی را- مثلا لفظ عالم را- که در مورد او به کار میبریم باید نه به آن معنایی باشد که در مورد انسان و در سایر موارد به کار میبریم. این سخن را در مورد لفظ «موجود» هم گفتند و از اینجا به اشتراک لفظیوجود رسیدند.
بعضی نیز راه تشبیه را گرفتند و تا آنجا پیش رفتند که مجسمه شدند و گفتند در قرآن که آمده است خداوند سمیع و بصیر است، چه اشکالی دارد که برای او ابزار سامعه و ابزار باصره هم فرض کنیم.
این بحث در قرن دوم پیدا شده و احادیث مربوط به آن هم زیاد است. مسأله تعطیل هم از همین جا ناشی میشود. تعطیل یعنی تعطیل عقل. آنها که به تنزیه مطلق قائل شدند و معنای مشترک را طرد کردند فقط الفاظ قرآنی را مشترک دانستند و خدا هم برای آنها مجهول مطلق شد. نظر اینها این است که حتی وقتی میگوییم هستی مطلق و میگوییم خدا هستی دارد، معنای همین هستی را هم نمیفهمیم؛ و این تعطیل است. شاید ارسطو هم از اول این بحث را به سائقه همین نزاع طرح کرده است. لابد او هم میخواسته بگوید تفاوت خدا با سایر موجودات در تفاوت معنی هستی نیست، در چیزهای دیگر است. اگر این جنبه را در نظر نگیریم این بحث یک بحث لغوی است.