مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - رابطه دو اصطلاح « عروض » و « اتصاف » با وجود محمولی و وجود رابط
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٣٧
٣. . ولی یک وقت هست که «است» در خارج است، ولی «هست» ی در خارج نیست، هستش در ذهن است. اینها معانی و مفاهیمی هستند که از خود ما بازائی جدا از موضوع ندارند چون ما بازاءشان نفس همان موضوع است؛ یعنی همان شیئی که مصداق موضوع است مصداق محمول است، نه اینکه موضوع مصداقی دارد و محمول هم مصداقی دارد که در خارج عارض بر موضوع است. محمول، مفهومی است که از حاقّ ذات موضوع انتزاع شده است؛ یعنی همان ذات موضوع به نحوی است که عقل میتواند تکثیر کند و یک مفهوم دیگر هم از آن بگیرد، مثل زوجیت برای اربعه.
زوجیت برای اربعه این گونه نیست که ما در ظرف خارج ٤ داریم و زوجیت یک امری است که در خارج به ٤ چسبیده است، همان طور که سفیدی به جسم چسبیده است؛ نه، خود عدد ٤ چیزی است که ذهن از حاقّ ذات او در خارج یک معنی دیگر را انتزاع میکند. پس زوجیت در خارج وجودی ماوراء وجود موضوع ندارد، ولی در ذهن یک وجود ذهنی جدا دارد. در ذهن تصور ما از اربعه غیر از تصور ما از زوجیت است. بنابراین چون زوجیت در خارج هیچ وجود محمولی و هیچ وجودی جدا از وجود موضوع ندارد و وجودش عین وجود موضوع است لذا میگوییم وجود محمولیاش فقط در ذهن است، و چون ما میگوییم در خارج ٤ متصف است به زوجیت، لذا میگوییم وجود رابطش در خارج است.
حالا که ما این مطلب را دانستیم میتوانیم اجمالا به یک سلسله قضایا پی ببریم که در این قضایا ما حکم میکنیم به ثبوت یک محمولی از برای یک موضوعی که خود موضوع ثابت است ولی محمول ثابت نیست؛ محمولی که ثابت نیست، برای موضوع، ثابت است. این است که میگویند: «ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت المثبت له لا الثابت». دلیلش هم همین است که ما از این گونه مثالها یعنی از این مفاهیم انتزاعی و عدمی زیاد داریم که ما حکم میکنیم به ثبوت همه این معانی و مفاهیم برای موضوعاتشان در خارج در حالی که خود این معانی در خارج هیچ وجودی جز وجود موضوع ندارند، یعنی همان وجود موضوع منشأ انتزاع این معنا شده است.
این است مقصود ما از اینکه میگوییم یک شیء ظرف عروضش ذهن و ظرف اتصافش خارج باشد.
بنابراین لفظ «عروض» و لفظ «اتصاف» صرفا یک اصطلاح است و اگر ما