مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٤ - مراتب علم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٧٤
تصویری است که در باب اتحاد عاقل و معقول گفتهاند. [١]
پس وقتی که میگوییم اتحاد عالم و معلوم، مقصود این است که نفس آنگاه که علم پیدا میکند، با علم خودش [٢] متحد میشود، که وقتی آن علم را پیدا کرد دیگر اینطور نیست که علم چیزی است و عالم چیز دیگر. همان علم، هم عالم است هم علم، هر دو.
مراتب علم
ولی در اینجا در عین حال ما نباید مراتب را فراموش کنیم. کسانی که قائل به اتحاد عاقل و معقول هستند در عین حال در مورد علم و ادراک قائل به مراتب هستند؛ با حفظ مراتب قائل به اتحاد هستند. مثلا اگر من احساس میکنم، قوه حاسّه من مانند یک امر بالقوه است که با صورت ادراکی حسی من (و نه با شیء خارجی)
متحد میشود، ولی آیا با مقام عقلانی من هم متحد شده است؟ نه.
نفس مقاماتی دارد. نفس در مرتبه حس احساس است، در مرتبه تخیل قوه
[١] این در مورد «عالم و معلوم»؛ آن وقت خود «علم» چه میشود؟
استاد: این «معلوم» که در اینجا میگویند مقصود معلوم خارجی نیست. در اینجا وقتی «اتحاد عالم و معلوم» میگویند در واقع میخواهند «اتحاد عالم و علم» بگویند؛ یعنی مقصود از معلوم، معلوم بالذات است که خود علم باشد نه معلوم بالعرض. دیگر این را احدی نگفته است که وقتی انسان به این دیوار علم پیدا میکند وجود انسان با دیوار عینی متحد میشود. بدون شک مقصود این نیست. خودشان هم [تصریح] میکنند که: این اشتباه نشود؛ مقصود چنین چیزی نیست.
[٢] یعنی با تصور ذهنیاش.استاد: نه، در واقع و نفس الامر هم همین طور است؛ یعنی الآن که شما یک صورتی از یک شیئی در خارج دارید آن «من» شما در همین علم شما حضور دارد؛ همین علم شما مرتبهای از «من» شماست.
- منشأ تفاوت چیست؟ بالاخره ما میفهمیم که باز عالم غیر معلوم است؛ منشأ این اثنینیت چیست؟
استاد: اجازه بدهید، این جنبههای دیگرش را هم عرض خواهیم کرد.