مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٨ - مثال دوم شبهه معدوم مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٣٨
مثال دوم : شبهه معدوم مطلق
شبیه و نظیر این مسأله که شاید از یک جهت مشکلتر به نظر برسد مطلبی است که در آینده هم خواهد آمد و «شبهه معدوم مطلق» یا «شبهه مجهول مطلق» نامیده میشود.
میگویند: «المعدوم المطلق لا یخبر عنه». این درست است یا درست نیست؟ آیا چیزی که به طور علی الاطلاق معدوم باشد، یعنی نه در خارج و نه در ذهن وجودی داشته باشد، قابل خبر دادن هست؟ آیا هیچ وقت مخبر عنه واقع میشود؟ مسلّما نه.
چیزی مخبر عنه واقع میشود که لااقل یا در خارج یا در ذهن وجود داشته باشد. از طرف دیگر میگویند خود همین که الآن میگویند: «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» خودش یک خبری است از معدوم مطلق؛ پس در اینجا تناقض پیدا میشود. آیا میتوانیم بگوییم که در حکم عقل استثنا پیدا شده است و باید بگوییم «المعدوم المطلق لا یخبر عنه الّا هذا الخبر»؟ نه، در حکم عقل استثنا پیدا نشده است. عقل میگوید چیزی که واقعا معدوم مطلق است امکان خبر دادن از او نیست. ولی این خودش خبر است.
و یا بجای «المعدوم المطلق» بگویید «المجهول المطلق» که این بهتر هم هست (زیرا معدوم مطلق یعنی معدوم در خارج و در ذهن؛ و معدوم [بودن] در خارج و موجود [بودن] در خارج نقشی در خبر ندارد، آن چیزی که در خبر نقش دارد مسأله علم و جهل است). آیا یک چیزی که به هیچ نحو برای ذهن معلوم نباشد قابل خبر
- مگر مفهوم «زید» با مفهوم «جزئی» فرق دارد؟
استاد: البته؛ چون مفهوم «جزئی» کلی است ولی مفهوم زید جزئی است.
- آن وقت فرقش با نوع چه میشود؟ نوع انسان هم مفهومش کلی است و مصداقش جزئی.
استاد: خوب، باشد. مفهوم جزئی یکی از مفهومهای کلی عالم است. مفهومهای کلی عالم بعضی نوعاند، بعضی جنساند، بعضی فصلاند، بعضی عرض عاماند و بعضی عرض خاص. مسلّما مفهوم جزئی از برای مصادیق خودش از قبیل عرض عام و عرض خاص است، چون «عدم صدق بر کثیرین» جزء ذات زید که نیست، بلکه از
عوارض زید است، از عوارض ذهنی زید است.