مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦ - بیان دیگری از حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٣٦
سؤال، یعنی وقتی که شما میخواهید حد و تعریف یک شیء را بیان کنید، ذهن نظرش فقط به همان حاقّ ذات ماهیت است که آن ماهیت را تشریح کند، یعنی اجزاء آن ماهیت را بیان کند. اگر پایش را از دایره آن ماهیت یک قدم بیرون بگذارد اشتباه کرده و به خطا رفته است، یعنی آن دیگر تعریف نیست. تعریف این است که مثلا بگوییم مثلث شکلی است که سه خط بر آن احاطه کرده است.
ولی یک وقت هست شما حکم مثلث را بیان میکنید، میگویید مثلث مجموع زوایایش مساوی با دو قائمه است. در اینجا شما پایتان را از درون ذات ماهیت بیرون گذاشتهاید و چیزی را بر این ذات بار میکنید، حکمی را بر این ذات حمل میکنید.
این معنا در تمام اشیاء میآید. مثلا یک وقت هست که شما انسان را تعریف میکنید و به اصطلاح پاسخ سؤال «انسان چیست» را میدهید، میگویید «الانسان حیوان ناطق»؛ و یک وقت هست که مثلا سؤال «انسان چگونه است» را جواب میدهید و مثلا میگویید انسان موجودی است که بر روی دو پا راه میرود (و یا یکی دیگر از خواص انسان را ذکر میکنید). اینها دو اعتبار است برای ذهن.
پس ذهن اگر نظرش فقط به حاقّ ذات و ماهیت اشیاء باشد و فقط بخواهد اجزاء ذات را بر ذات بار کند، یعنی بخواهد ذات را تشریح کند که چیست، در این اعتبار جز ذاتیات هیچ چیز دیگری بر او قابل حمل نیست؛ پا از درون ذات که بیرون بگذارد اشتباه کرده است. این را میگوییم «حمل اولی ذاتی». این همان حملی است که فقط در مقام تعریف قابل بیان است (البته منظور ما تعریفات حدّی است).
اما اگر ذهن ماهیت را تحقق یافته در نظر بگیرد آن وقت پا از درون ذات بیرون گذاشته و میگوید این ماهیت تحقق یافته در خارج، چه اثری و چه حکمی دارد؟
در آنجاست که غیر از تعریف مثلث هزاران حکم دیگر بر مثلث بار میشود و غیر از تعریف انسان هزاران حکم دیگر برای انسان ذکر میشود. در آنجا که مرتبه ذات را در نظر میگیرد اعتبار اینکه این ذات در خارج حقیقت پیدا کرده است اصلا مطرح نیست، از اینکه تحقق یافته است یا تحقق نیافته است هیچ سخنی نیست، هیچیک از اینها مطرح نیست، فقط نظر به مرتبه ذات است. ولی در مرحله احکام، ذهن به ماهیت محض و مرتبه ذات فقط کار ندارد، بلکه این ماهیت را حقیقت یافته و