مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥ - بیان دیگری از حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٣٥
جزئی است، مفهوم عمرو جزئی است، اما مفهوم جزئی که جزئی نیست، مفهوم جزئی کلی است.
آن وقت تناقض در همین جا به وجود میآید: از یک طرف میگوییم مفهوم جزئی کلی است؛ زیرا مفهوم جزئی خودش قابل صدق بر کثیرین غیر متناهی است. از طرف دیگر از باب اینکه هر چیزی خودش خودش است میگوییم مفهوم جزئی جزئی است؛ زیرا مفهوم جزئی را نمیشود خودش را از خودش سلب کنیم و بگوییم جزئی جزئی نیست، جزئی کلی است. ما وقتی هم که جزئی را تعریف میکنیم همینطور تعریف میکنیم، میگوییم مفهوم جزئی یعنی آن مفهومی که قابل صدق بر کثیرین نیست؛ یعنی همین مفهوم قابل صدق بر کثیرین نبودن را که مساوی با جزئی است بر جزئی حمل میکنیم. پس، از یک طرف میگوییم مفهوم جزئی خودش مفهومی است که قابل صدق بر کثیرین نباشد؛ از طرف دیگر میگوییم مفهوم جزئی خودش قابل صدق بر کثیرین غیر متناهی است. پس در اینجا یک تناقض به وجود میآید؛ یعنی یک محمول از یک موضوع سلب میشود و در عین حال همان محمول برای همان موضوع اثبات میشود.
در پاسخ این اشکال میگویند اگر شما این دو گونه اعتبار دقیق را که یکی حمل اولی ذاتی و دیگری حمل شایع صناعی است در نظر بگیرید، میبینید که هیچ تناقضی نیست.
حالا ما این را به یک تعبیر دیگری غیر از آن تعبیری که اینها کردهاند عرض میکنیم.
بیان دیگری از حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
یک وقت هست در مقام تعریف یک چیز هستیم، و یک وقت هست در مقام بیان احکام یک چیز هستیم. مثلا یک وقت هست که مثلث را تعریف میکنیم، و یک وقت هست حکمی از برای مثلث بیان میکنیم.
اگر از شما بپرسند «المثلث ما هو؟»، «مثلث چیست؟» آیا صحیح است که در مقام تعریف مثلث بگویید مثلث مجموع زوایایش مساوی با دو قائمه است؟ این، تعریف است، یا حکمی است که برای مثلث اثبات میکنید؟ وقتی من میپرسم «مثلثچیست؟» یعنی تو ماهیتش را برای من بیان کن و تشریح کن. در پاسخ این