مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤ - مثال اول کلی و جزئی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٣٤
مفهومی دارد. مفهوم هم خودش قهرا یا کلی است یا جزئی [١]. این مفهوم نمیتواند از تقسیم بیرون باشد. حال این سؤال مطرح میشود که خود این مفهوم کلی است یا جزئی؟ جواب این است که این مفهوم کلی است. آن وقت در اینجا یک اشکال پیش میآید و آن این است که شما میگویید «مفهوم» مقسم کلی و جزئی است و مقسم باید اعم از اقسام باشد (شما یک چیزی را که مقسم دو چیز قرار میدهید اعم از این دو چیز است؛ مثلا وقتی میگویید انسان یا سفید یا سیاه، مقسم شما که انسان است اعم است از سفید و سیاه) و حال آنکه در اینجا مقسم جزء یکی از اقسام واقع شده است. مقسم که نمیتواند مصداق یکی از این دو قسم باشد، بلکه مقسم جامع هر دو قسم است. اگر مقسم مصداق یکی از این دو قسم بالخصوص قرار بگیرد آن وقت خود مقسم باید قسم خودش قرار بگیرد، یعنی خودش مصداق قسم خودش باشد.
این اشکالی است که در اینجا به وجود میآید. (البته این اشکال جواب دارد. ما فعلا آن را به صورت اشکال مطرح میکنیم.)
از این که بگذریم، به یک اشکال دیگر میرسیم و آن اینکه وقتی شما میگویید مفهوم بر دو قسم است: یا مفهومی است قابل صدق بر کثیرین یا مفهومی است غیر قابل صدق بر کثیرین؛ آیا خود همین مفهوم «قابل صدق بر کثیرین» قابل صدق بر کثیرین است یا قابل صدق بر کثیرین نیست؟ آیا میتواند از ایندو بیرون باشد؟ نه، حتما یکی از ایندو است. حال مفهوم «کلی» یا «قابل صدق بر کثیرین» کلی است یا جزئی؟ جواب این است که مفهوم «کلی» هم باز خودش کلی است. آن وقت میرویم [سراغ] مفهوم «جزئی». شما مفهوم «جزئی» را اینطور تعریف میکنید که مفهوم جزئی آن مفهومی است که غیر قابل صدق بر کثیرین باشد. خود همین یک مفهومی از مفهومهاست که یا کلی است یا جزئی. این مفهوم قطعا کلی است؛ چرا؟
چون همین که میگویید جزئی یعنی مفهومی که غیر قابل صدق بر کثیرین است، یک مفهوم کلی است که شامل مفهوم زید و مفهوم عمرو و مفهوم بکر و غیر متناهی مفهوم دیگر میشود. بنابراین خود مفهوم جزئی یکی از مفاهیم کلی عالم است؛ یعنی مفهوم زید
[١]. دور و تسلسل پیدا نمیشود؟
استاد: نه، تسلسل نیست. هر مقداری که مفهوم بالا برود باز همین طور است.