مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤ - ٢ اشکالات و نظریات در باب وجود ذهنی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٢٤
ناچاریم بگوییم که این مفهوم کلی است، زیرا خود این مفهوم «قابل صدق بر کثیرین» بر کلیهای متعدد صدق میکند. بحث ما بر سر نفس «مفهوم کلی» است، یعنی همان چیزی که کلی را با آن تعریف میکنیم و میگوییم: «مفهوم قابل صدق بر کثیرین کلی است». بحث این است که خود «مفهوم کلی» آیا کلی است یا کلی نیست؟ یک وقت ما میگوییم آیا انسان کلی است یا کلی نیست؟ این یک بحث است که به اصطلاح بحث کلی طبیعی است. و یک وقت میگوییم «مفهوم کلی» آیا کلی است یا کلی نیست؟ این یک بحث دیگر است که بحث کلی منطقی است. بحث این است که خود «مفهوم کلی» که همان کلی منطقی باشد آیا کلی است یا کلی نیست؟ شما میگویید کلی است. بسیار خوب، مفهوم کلی خودش کلی است، در اینجا اشکال پیش نمیآید.
اکنون به سراغ قسم دومش میرویم و مفهوم «غیر قابل صدق بر کثیرین» را که تعریف «جزئی» است در نظر میگیریم؛ یعنی خود «مفهوم جزئی» را که جزئی منطقی است در نظر میگیریم نه مفهوم زید را. یک وقت میگوییم «زید» آیا جزئی است یا کلی؟ البته زید جزئی است. و یا میگوییم مفهوم «عمرو» در ذهن ما آیا جزئی است [یا کلی؟ واضح است که جزئی است.] اما یک وقت خود مفهوم «جزئی» یعنی خود همین مفهوم «المفهوم الّذی لا یقبل الصدق علی کثیرین» را در نظر میگیریم و میگوییم این آیا جزئی است یا کلی؟ مسلّم است که خود این مفهوم، کلی است، برای اینکه خود این مفهوم بر جزئیهای متعدد صدق میکند یعنی قابل صدق بر کثیرین است. پس یکی از کلیهای عالم، نفس همین مفهوم «جزئی» است؛ همان طور که نفس مفهوم «کلی» هم خودش یکی از کلیهای عالم بود. اما از طرف دیگر میبینیم که جزئی جزئی است، برای اینکه هر چیزی خودش خودش است.
میگویید «مفهوم» کلی است پس میگویید جزئی نیست و حال آنکه میگویید هر مفهومی یا جزئی است یا کلی، نه اینکه «مفهوم» کلی است و جزئی نیست. به هر حال این اشکال را به این صورت طرح نکردهاند، ولی اشکالی است که قابل طرح است؛ یعنی اگر کسی میخواست اشکال طرح کند در خود مقسم هم قابل طرح بود. اما فلاسفه ما اشکال را در خود «مفهوم» به آن معنای مقسمی طرح نکردهاند. بلکه به سراغ اقسام رفتهاند و اشکال را در مفهوم کلی و مفهوم جزئی طرح کردهاند.