مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - ٢ اشکالات و نظریات در باب وجود ذهنی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٢٢
یک مثالی که آقای هشترودی در همان مقاله آورده بود این بود که ما میتوانیم کلمات را به دو دسته تقسیم کنیم: یک دسته کلماتی که خود کلمه مصداق خودش هست و یک دسته کلماتی که خود کلمه مصداق خودش نیست. مثلا کلمه «سفید» مصداق خودش نیست، یعنی لفظ «سفید» سفید نیست. اما لفظ «کوتاه» مصداق خودش هست، یعنی لفظ «کوتاه» کوتاه هم هست (که خیلی مثالهای دیگر هم میشود پیدا کرد و خود من هم مثالهای زیادی برایش پیدا کردهام. مثلا لفظ «کلمه» خودش کلمه هم هست، لفظ «اسم» خودش اسم هم هست، ولی لفظ «فعل» خودش فعل نیست، بلکه اسم است. لفظ «حرف» خودش حرف نیست، بلکه اسم است). حالا که الفاظ را به این نحو دستهبندی کردیم میآییم یک اصطلاح جعل میکنیم: الفاظی را که خود مصداق خود هستند «متجانس» مینامیم و الفاظی را که خود مصداق خود نیستند «غیر متجانس» مینامیم. بنابراین لفظ «اسم» متجانس است چون خودش اسم است، اما لفظ «فعل» غیر متجانس است چون خودش فعل نیست.
حال میآییم سراغ خود لفظ «متجانس» و لفظ «نامتجانس». آیا خود لفظ «متجانس» متجانس است یا متجانس نیست؟ لفظ «غیر متجانس» چطور؟ آیا متجانس است یا نامتجانس؟ در لفظ «متجانس» اشکالی پیش نمیآید. ولی در لفظ «غیر متجانس» چطور؟ لفظ «غیر متجانس» آیا مصداق خودش هست یا مصداق خودش نیست؟ اگر مصداق خودش باشد پس متجانس است، یعنی غیر متجانس نیست [که تناقض میشود]، پس مصداق خودش نیست. و اگر مصداق خودش نباشد، پس غیر متجانس است [پس مصداق خودش است.] پس در آن واحد باید
- خود این خبر؟
استاد: خود همین. «این» که میگوید، به همین خبر اشاره میکند، به نفس این خبر اشاره میکند.
به هر حال این بحثها مطرح شده است. این مسأله به آن شکل فعلا برای ما مطرح نیست.
- لابد به یک حملی راست میگوید و به یک حملی دروغ میگوید؛ مسأله بر میگردد به تفاوت حملین.
استاد: نه، ممکن است که آن، راه حلش غیر از راه حل تفاوت حملین و چیز دیگری باشد.
این مطلبی که من عرض کردم چیز دیگر است.