مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨ - ١ ادلّه وجود ذهنی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٤٨
حکما نظریهای داشتهاند، بعد نظریه متکلمین در باب وجود ذهنی پیدا شده که علمرا از مقوله اضافه میدانستند و بعد در مرحله متأخرتر نظریه اشباح پیدا شده است.
حال آیا این ادلّه فقط برای نفی قول به اضافه است یا برای نفی قول به اشباح هم کافی است و اگر هم برای نفی قول به اضافه اقامه شده است برای نفی قول به اشباح هم کافی است؟ مثلا حاجی در این برهان اولش که میگوید: «للحکم ایجابا علی المعدوم» و همچنین در دو برهان دیگرش آیا مقصودش فقط نفی قول متکلمین است و اثبات قول حکما به معنی اعمّ از حضور ماهیت و [شبح] و بس؛ یعنی فقط میخواهد قول به اضافه را نفی کند؟ در نتیجه برای اثبات مدعای حکما اگر عقیدهمان این باشد که آنچه در ذهن هست نفس ماهیت شیء خارجی است نه شبح، این ادلّه کافی نیست و باید به دنبال ادلّه دیگر برویم؟ و یا نه، این ادلّه- حال یا همه آنها یا بعضی از آنها- و لو از ابتدا برای نفی قول به شبح اقامه نشده و فقط برای نفی قول به اضافه اقامه شدهاند ولی برای نفی قول به شبح هم کافی هستند، یعنی برای اثبات قول حکما هم به همان مفهومی که ما امروز میفهمیم و میگوییم علم حضور عین ماهیت معلوم است در ذهن، کافی میباشند؟
ظاهرا این ادلّه از آن اول که اقامه شده است فقط برای رد نظریه متکلمین (نظریه اضافه) بوده است ولی از کلمات حاجی و صدر المتألّهین و امثال اینها- بر خلاف کلمات بعضی دیگر- استنباط میشود که این ادلّه (لااقل بعضی از این ادلّه) حتی برای نفی قول به شبح هم کافی است. امثال صدر المتألّهین و حاجی سبزواری معتقدند که این ادلّه برای نفی قول به اشباح هم کافی است پس برای اثبات اصل مدعای حکما در باب وجود ذهنی هم کافی است؛ و لهذا شما میبینید که حاجی در اینجا مطلب را به این صورت عنوان کرده است که:
للشّیء غیر الکون فی الاعیان | کون بنفسه لدی الاذهان [١] | |