مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧ - ١ ادلّه وجود ذهنی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٤٧
اوست؟ به هر حال این تردید پیدا شده است که شاید مقصود حکما بیش از این نبوده است که از معلوم فقط شبحی در ذهن پیدا میشود که مقصودشان هم از «شبح» چیزی است نظیر مثال و تصویر و عکس، بیش از این نبوده است.
عده زیادی- که از آن جملهاند قطب الدین شیرازی صاحب دّرة التاج و خود خواجه در تجرید [١] و شرّاح تجرید تقریبا همه آنها الّا صاحب شوراق- آمدهاند گفتهاند اساسا نظر فلاسفه در باب اینکه گفتهاند صورت شیء در ذهن حاصل میشود، بیش از این نبوده است که یک تصویری- شبیه نقشی که یک نقاش میکشد- از شیء خارجی در ذهن حاصل میشود، تصویری مشابه همان شیء؛ یعنی اگر فرض کنیم که آن شیء خارجی مثلا مدوّر است آن تصویر هم به صورت دایره در ذهن ما منعکس میشود. بنابراین قهرا باید برای هر شیء دیگر از محسوسات هم یک تصویر مادی فرض کنند. حالا اینکه مثلا برای فوج چگونه یک تصویر مادی فرض میکردهاند این را بیان نکردهاند. پس در اینجا قهرا سه قول پیدا میشود؛ یکی همان حرف متکلمین است و دیگر حرف فلاسفه است که برای آن دو گونه تفسیر هست.
بعدها- یعنی از عصر خواجه به بعد و قبل از عصر میرداماد و صدر المتألّهین، در دوره شیرازیهای پیرو سید صدر و جلال الدین دوانی و امثال آنها که این نوع بحثها داغ بوده است- یک سلسله آراء و عقاید دیگری هم در باب وجود ذهنی پیدا شده است ولی این عقاید در واقع مفرّ بوده است؛ یعنی بعد از آنکه با اشکالات مواجه شدهاند: از یک طرف دیدهاند اشکالات حکما بر عقیده متکلمین غیر قابل جواب است و از طرف دیگر دیدهاند بسیاری از اشکالات متکلمین بر عقیده حکما غیر قابل جواب است و حتی یک اشکالاتی هم خود فلاسفه بر خود وارد کردهاند، برای اینکه راه فراری از خیلی از این اشکالات پیدا کنند عقاید دیگری را که آنها هم چندان مهم نیست به وجود آوردهاند.
همین جاست که ارزش ادلّه وجود ذهنی باید یک مقدار مورد دقت قرار بگیرد که این ادلّهای که اقامه شده است برای چه اقامه شده است؛ چون ما گفتیم که اول
[١]. و این خیلی عجیب است که خواجه هم همین حرف را بزند. خواجه گاهی در تجرید بر خلاف مسلک خود در کتابهای دیگرش مطالبی را بیان میکند. چون بحثش بحث کلام است بعضی مسائل را به همان شکل متکلمین بحث میکند.