مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - تاریخچه بحث « وجود ذهنی »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٤٠
گرفته است.
به هر حال بعدها از طرف متکلمین و از طرف گروهی از متفلسفین یعنی فلاسفه طبقات بعد ایرادهایی بر نظر فلاسفه وارد شده است که این حرف درست نیست که وقتی انسان شیئی را درک میکند ماهیت آن شیء در ذهن حاصل میشود؛ پس اگر من آتش را ادراک میکنم و ماهیت آتش میآید در ذهن من، باید آثار آتش هم بیاید در ذهن من، پس باید ذهن من هم داغ بشود و بسوزد. پس باید با تصور حرارت، ذهن حار بشود و با تصور برودت، بارد و در وقتی که انسان در آن واحد حرارت برودت را تصور میکند لازمهاش جمع میان دو شیء متضاد است؛ پس این نظریه درست نیست.
وقتی که این ایرادها مطرح شده است، گروه دیگری آمدهاند نظریه سومی ابراز کردهاند به نام «نظریه اشباح» که نظریه فرنگیها هم بر همین نظریه اشباح منطبق میشود. گفتهاند معنای اینکه این شیء در ذهن حاصل میشود این است که تصویری از او در ذهن حاصل میشود، و اینکه محل آن تصویر کجاست گفتهاند مغز است یا اعصاب است یا ماوراء مغز و اعصاب است، هر چه میخواهد باشد، ولی به هر حال جز یک تصویر نیست که این تصویر شباهتی با شیء خارجی دارد.
بعد از پیدایش نظریه اشباح، تازه تردید پیدا شده است که اصلا قدما هم که میگفتند علم عبارت است از تمثل حقیقت معلوم در نزد عالم، آیا واقعا منظورشان این بوده که ماهیت معلوم در نزد عالم پیدا میشود و یا شاید منظور آنها همین شبح بوده است؟
خیلیها از قبیل قاضی بیضاوی در طوالع الانوار و تفتازانی در مقاصد و یک عده دیگر به طور جزم گفتهاند اصلا حکمای قدیم هم عقیدهشان همان نظریه شبح بوده است. کتابی هست به نام حکمة العین؛ کتاب خوبی هم هست که من سابقا (خیلی وقت پیش) آن را دیدهام. این کتاب مال کاتبی معروف است که بعد «ابن مبارکشاه» آن را شرح کرده است و میر سید شریف- که واقعا مرد محققی بوده است و عیب کارش شاید این است که اغلب حاشیه نویس است ولی حواشی خیلی محققانهای دارد- حاشیهای بر شرح حکمة العین دارد و در آن حواشی همین تردید را ذکر میکند که آیا نظریه قدما درباره وجود ذهنی حضور ماهیت اشیاء است و یا نظریه شبح است. او این تردید را میکند ولی خودش ترجیح میدهد که نظر آنها همان حضور ماهیت اشیاء است و این متأخرین بیخود آمدهاند نظریه اشباح را به قدما نسبت دادهاند.