مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠ - ارتباط بحث « وجود ذهنی » با « مناط صدق در قضایا »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٣٠
حقیقت چیست؟ (که اگر گاهی «حقیقت» میگویند بیشتر به این جهت است). ملاک حقیقی بودن یک قضیه چیست؟ چرا ما بعضی از قضایا را میگوییم حقیقی است، صدق است، صحیح است و بعضی از قضایا را میگوییم خطاست، کذب است، دروغ است؟ از لحاظ قضیه بودن که هر دو قضیهاند در ذهن ما؛ مناط چیست؟ که اینها در بحث مناط صدق و کذب میگویند مناط انطباق با واقع است. اگر من میگویم الآن ساعت هفت بعد از ظهر است، این قضیه را میگویند صادق است برای اینکه با یک واقعیتی انطباق دارد و اما اگر بگویم الآن ساعت دوازده است، این قضیه را میگویند کاذب است و چون با آن واقعیتی که از آن حکایت میکند انطباق ندارد. این مسأله که ملاک حقیقت چیست، ملاک صدق و کذب چیست، از آن مسائل دامنهدار دنیای اروپاست.
ولی در باب وجود ذهنی به قضایا کار ندارند. میگویند من الآن تصوری مثلا از آقای زید در ذهن خودم دارم؛ این تصور ذهنی من با وجود عینی او چه رابطهای دارد؟ در اینجا به قضیه کار نداریم. یک وقت هست من میگویم: آقای زید سفر لندن رفته و برگشته است.
این یک قضیه است. یک وقت هست نه، من تصوری از آقای زید در ذهن خودم دارم و میگویم اصلا بین این تصور و خود آقای زید چه رابطهای برقرار است؟ بحث وجود ذهنی بحث دوم است.
- بحثش هم مفصل است.
استاد: بله، مفصل است.
- چطور شده که بعضا این مشکلاتی که در فلسفه اروپایی در وجود ذهنی پیدا شده برای مسلمانها پیدا نشده است؟
- چرا؛ اتفاقا همین مبحث وجود ذهنی مبحث مهم و مفصلی است.
- نه، اینها لااقل تصور کردهاند که از این مشکلات بدر آمدهاند؛ یعنی طرح مشکل کردهاند و این فلسفه سرنوشتش عوض نشده است.
- نه، مشکل است. ملاصدرا هم که آمده و به قول خودش قضیه را حل کرده است باز خیلیها قبول ندارند.
- همین باید روشن بشود که این مسائلی که در فلسفه اروپایی مطرح است و هر فیلسوفی یک جوابی به این مسأله داده است، چطور در فلسفه اسلامی اینجور مایه تشتت نشده است؟ آیا این از این جهت است که فلاسفه اسلامی فرضا به عمق