مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - قضایای تحلیلی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٥٢
تقریر دیگر
اکنون میخواهیم تقریر دیگر و بیان دیگری از مطلب بکنیم که قبلا فقط اشارهای به آن شد. ما میخواهیم ماهیت این قضیه را که میگوییم فلان چیز هست، الف هست، ب هست، جهان هست، انسان هست، در مقابل اینکه میگوییم الف نیست، ب نیست، جهان نیست، انسان نیست، از نظر منطقی بسنجیم که این چگونه قضیهای است.
بیانی دارند قدمای ما مثل ملا صدرا و بیانی دارند علمای جدید مثل کانت و هیوم. ما اول مطلب را با بیان علمای جدید ذکر میکنیم و سپس آن را با طرز بیان آنها را تطبیق میدهیم.
بیان علمای جدید که از هیوم به بعد و مخصوصا از کانت خیلی مشهور شده است این است که قضایا دو گونهاند: قضایای تحلیلی و قضایای تألیفی؛ و باز قضایای تألیفی منقسم میشود به قضایای تألیفی ما تقدّم و قضایای تألیفی ما تأخّر.
حال میخواهیم ببینیم این قضیه که میگوییم: «الف هست» قضیه تحلیلی است یا تألیفی (اما اینکه تألیفی ما تقدّم است یا تأخّر عجالتا به بحث ما مربوط نیست).
قضایای تحلیلی
قضایای تحلیلی وضع بسیار روشنی دارند. ما قضیهای را تحلیلی میگوییم که
ساخته ذهن است؟ یعنی میخواهیم ذهن را بشکافیم و ذهن را بشناسیم و ما همیشه گفتهایم که این مسائل نوعی نقادی ذهن است.
- هیچکدام نمیتواند بدون آن دیگری در خارج وجود داشته باشد.
استاد: شما که قبلا گفتید در خارج دو چیز نیست، حالا چطور میگویید که هیچیک بدون دیگری در خارج نیست؟
- بنده هم عرض میکنم در خارج دو چیز نیست، از هم منفک نیستند.
استاد: پس شما قائل هستید که دو چیزند و منفک نیستند.
- ما ذهنا داریم این تفکیک را میکنیم. در خارج چنین تفکیکی نیست.
استاد: در خارج که تفکیک نیست یعنی دو تا هستند و منفک نیستند؟
- خیر، اصلا یک چیز است، دو چیز نیست.
استاد: اگر یک چیز است چرا شما دوباره برمیگردید میگویید دو چیز است؟