مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - تقریر دیگر
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٤٦
تصویرها و یک سلسله عکس برداریها از اشیاء دارد که به حکم انطباقی [١] که میان تصویر عکس برداری شده ذهن ما با وجود خارجی که در کار هست، یعنی به حکم نوعی انطباق که میان وجود ذهنی و وجود خارجی در کار هست، میگوییم که یک چیز است، یک ماهیت است و یک چیستی است که واقعیتی در خارج دارد و واقعیتی در ذهن ما؛ اما اینکه میگوییم یک چیستی است که امر مشترک انسان است میان وجود خارجی و وجود ذهنی، این اعتبار و قرار داد ذهن ماست. پس همه این معانی و مفاهیمی که ما در ذهن خودمان داریم مثل انسان، حیوان، درخت، خط، عدد، ...
همه اینها اموری هستند اعتباری و به حکم اینکه اعتباری هستند این خصلت را دارند که در مرتبه ذاتشان مستحق موجودیت و معدومیت نیستند؛ ما همیشه از جای دیگر باید موجودیت را بگیریم تا بگوییم این موجود است، و از جای دیگر باید معدومیت را بگیریم تا بگوییم این معدوم است، ولی او در ذات خودش نه موجود است نه معدوم.
تقریر دیگر
قبلا سؤالی مطرح شد که سؤالی بجا بود و آن اینکه این ماهیت که ما میگوییم، کلی است یا جزئی؟
مقدمتا باید بگوییم که کلی و جزئی دو اصطلاح دارد: یکی کلی و جزئی که در اصطلاح متعارف منطق به کار میرود که میگویند هر مفهوم یا صورت ذهنی، یا قابل صدق بر کثیرین است یا قابل صدق بر کثیرین نیست. اگر قابل صدق بر کثیرین باشد میگوییم کلی است مثل «انسان» و اگر قابل صدق بر کثیرین نباشد میگوییم جزئی است مثل «زید». و دیگر کلی و جزئی که به معنی شیء غیر متشخص و شیء متشخص به کار میرود، که مقصودمان از جزئی یعنی شیء متشخص و متعین که هر گونه ابهام از او گرفته شده است.
حال اگر مقصودمان کلی و جزئی به معنی اول باشد که در منطق میگویند، فرق نمیکند، ماهیت چه کلی باشد و چه جزئی، امری است اعتباری؛ یعنی همان طور که
[١]. که این نوعی انطباق است که در بحث وجود ذهنی درباره آن بحث میکنیم.