مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٧ - تعریف حقیقت از نظر علمای جدید
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٣٧
حقیقت است، چون هیئت بطلمیوس مفید فایده بود و همه خسوف و کسوفها را میتوانست برای ما توجیه کند، هیئت کپرنیک هم مفید فایده است و همه خسوف و کسوفها را میتواند برای ما توجیه کند.
اینها اشکالاتی است که برای علمای جدید مطرح شده است. آن، اشکالهای قدمای ما بود و این هم اشکالهای علمای جدید. ما اول وارد بحث علمای جدید بشویم و سپس به اشکالات قدمای خود بپردازیم.
قدمای ما تعریف را قبول کردهاند و در صدد حل اشکال برآمدهاند، یعنی بر اساس همان تعریف میخواهند اشکال را حل کنند، ولی علمای جدید تعریف را عوض کردهاند؛ از اول خودشان را اینجور نجات دادهاند که باید از این تعریف که حقیقت عبارت است از اندیشه مطابق با واقع دست برداشت [١]؛ یعنی اینها خواستهاند اشکال را با رفع ید از آن تعریف و دست زدن به تعریفهای دیگر حل کنند.
مثلا پراگماتیستها در باب حقیقت گفتهاند حقیقت آن چیزی است که مفید فایده باشد. این را دو گونه میشود تعبیر کرد: یکی اینکه بگوییم آنچه که حقیقت است (یعنی مطابق با واقع است) مفید فایده است. اگر چنین بگوییم اثر حقیقت را گفتهایم. یک وقت میگوییم: نه، اصلا معنی حقیقت بودن این است که مفید فایده است؛ تعریف حقیقت این است که حقیقت یعنی آنچه که مفید فایده باشد. اشکال علیحدهای که فروغی هم از ویلیام جیمز نقل میکند همین است که میگوید آنچه که قدما گفتهاند که حقیقت اندیشه مطابق با واقع است، با فلسفه «بودن» جور در میآید نه با فلسفه «شدن» و تغییر (البته این تعبیر به این نحو از من است). در فلسفه «بودن» چون اشیاء را ثابت میانگارند میتوانند یک اندیشهای را بگویند با آنچه که در عالم واقع ثابت است تطابق دارد، ولی در فلسفه «شدن» هیچ چیزی در دو لحظه ثبات
[١].- این را همه نگفتهاند، ایدهآلیستها گفتهاند.
استاد: خیر، پوزیتیویستها گفتهاند، پراگماتیستها گفتهاند، دیگران هم گفتهاند.
- پوزیتیویستها که اعتقاد دارند که حقیقت اندیشهای است که مطابق با واقع است.
استاد: نه، پوزیتیویستها میگویند حقیقت عبارت است از توافق اذهان. امروز اتفاقا هیچ کس این حرف را نمیگوید، یعنی حرف تطابق با واقع دیگر فعلا مطرح نیست.