مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢ - مغایرت و اتّحاد وجود و ماهیت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٢
است موجود بودن خود یک حقیقتی است در مقابل موجود نبودن و هرگز تصور ما از موجود بودن عین تصور ما از موجود نبودن نیست- و قطع نظر از تصور ما، در عالم خارج نیز موجود بودن با موجود نبودن یکسان نیست زیرا موجود بودن، عین خارج و خارجی بودن است- همین طور فرق است بین اینکه عدد موجود باشد یا زاویه و خط و انسان موجود باشد، چه به حسب تصور ما و چه به حسب واقع و خارج؛ و فرق است، هم به حسب تصور ما و هم به حسب واقع و خارج، بین اینکه زاویه موجود باشد یا عدد و خط و انسان موجود باشد.
از اینجا ما دو مطلب را میفهمیم [١]:
یکی اینکه این اموری که ما آنها را در عرض یکدیگر ادراک میکنیم حقیقت آنها مرکب است از ماهیت و وجود؛ و جمله معروف موروث از حکما که گفتهاند:
«کلّ ممکن زوج ترکیبی له ماهیة و وجود» به همین معنی است.
دیگر اینکه تصور ما از وجود، غیر از تصور ما از ماهیت است، که این مسأله تحت عنوان «زیادت وجود بر ماهیت» مطرح میشود.
مسأله زیادت وجود بر ماهیت اگر درست تصور شود احتیاج به دلیل و برهان ندارد، یعنی از مسائلی است که تصور آنها ملازم است با تصدیق به آنها. وضوح مطلب به قدری است که حتی در بین اشاعره- که معمولا آنها را مخالف نظریه زیادت وجود بر ماهیت قلمداد میکنند- چنین نظریهای وجود داشته است [٢]. ولی به هر حال براهینی بر این مطلب ذکر کردهاند. این براهین عبارتند از:
- صحت سلب وجود از ماهیت. اینها در باب وجود، صحت سلب را، منتها نه در الفاظ بلکه در معانی میآورند و به عنوان یک برهان میگویند: وجود غیر از
[١]. گر چه میتوان گفت که این دو مطلب هر دو یک حقیقت را بیان میکنند، یعنی دو تعبیر است برای یک مطلب؛ و کسانی که گفتهاند هر ممکنی مرکب است از ماهیت و وجود، مقصودشان این است که در ظرف ذهن هر شیئی منحل میشود به دو چیز، یعنی ذهن از هر چیزی دو تصور دارد مغایر یکدیگر (و این همان مسأله زیادت وجود بر ماهیت است).
(٢). صاحب شرح مواقف قول به عدم زیادت وجود بر ماهیت را به ابو الحسن اشعری نسبت داده است.