مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٤ - شبهه دوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٠٤
با نقیضش جمع کردهایم. اجتماع نقیضین است که بگوییم وجود معدوم است. اگر بگوییم وجود موجود است باید برای هر شیئی غیر النهایه وجودهای مترتب داشته باشیم، یعنی خودش وجودی دارد، وجودش هم وجودی دارد ... الی غیر النهایه و این یک امر خلاف بداهت است. اگر بگوییم معدوم است اجتماع نقیضین قائل شدهایم: وجود معدوم است؟! هستی معدوم است؟! دیدهاند نمیشود این را گفت. مگر میشود هستی نیستی را که نقیضش هست بپذیرد؟! اگرهستی بخواهد معدوم باشد تناقض میشود و چنین چیزی محال است. پس وجود نه موجود است نه معدوم [١]. این هم دلیل آنها برای مطلبی که بدان قائل هستند [٢].
[١]. در اینجا همان مطلبی را که قبلا گفتهایم خاطر نشان میکنیم که افرادی که اینجور حرفها را میزنند وقتی انسان به درد دلشان برسد میبیند بالاخره یک راههایی را رفتهاند، وقتی که رفتهاند به بنبست رسیدهاند، وقتی که به بن بست رسیدهاند آمدهاند این حرفها را زدهاند. فکر کرده است در باب وجود چه بگوید؟ اگر بگوید موجود است آن اشکال به وجود میآید، اگر بگوید معدوم است به این اشکال برمیخورد. در یک جایی بوده است که نه راه پیش داشته نه راه پس، قهرا سقوط کرده است. در آن بالای بالا که رفته است نه از این طرف میتوانسته است برود نه از آن طرف، هیچ راه برگشتی هم برایش نبوده است، بالاخره از آن بالا پرت شده است. همه حرفهایی که در این زمینهها هست همین جور است. حرفهای بسیار سستی که در این زمینهها گفته شده است همیشه به این نحو بوده است که رفته و رفته است، به یک مرحله دقیقی که رسیده است آنجا دیگر چارهای نداشته غیر از اینکه خودش را معلق کند.[٢].- اگر یک چیزی باشد که نه موجود باشد و نه معدوم آن وقت دیگر وجود و عدم نقیض نمیشود.
استاد: نه، [میگویند] وجود نه موجود است نه معدوم؛ آن وقت دیگر نقیض نیست.
- اگر این حرف را بزنیم پس وجود و عدم نقیض نمیشوند.
استاد: چرا نقیض نمیشوند؟
- در نقیض، شق ثالثی نباید باشد.
استاد: درست است اما در اجتماعشان. دو نقیض آنی است که در آن واحد نمیشود با یکدیگر جمع بشوند. البته ما میگوییم ارتفاع نقیضین هم محال است؛ تنها اجتماع نقیضین محال نیست بلکه ارتفاع نقیضین هم محال است؛ ولی اینها میگویند ارتفاع