مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦ - اصالت وجود ( فرض چهارم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٧٦
پس مسأله اصالت وجود- که بعد خودش پایهای است برای نوعی وحدت برای وجود، که بعدا به آن میرسیم و دربارهاش بحث میکنیم- به این معنی است که ملأ خارجی، هستی محض است، هستی است. این «هستی» است که منبسط است و این عینیت خارجی را به وجود آورده است. اصلا عینیت یعنی هستی و هستی یعنی عینیت، منتها هستی مراتب دارد و ذهن از هر مرتبهای ماهیتی را انتزاع میکند [١].
پس بالاخره رسیدیم به اینجا که از این دو حیثیت مختلف که ما در اشیاء میبینیم یکی را باید عینی بدانیم و دیگری را انتزاعی؛ آن وقت اصالت ماهیتی ماهیت را عینی میداند و وجود را مفهومی انتزاعی، و اصالت وجودی وجود را امر عینی میداند و این ماهیتها و مقولهها را انتزاعی. البته قائلین به اصالت وجود، مقولات را که دسته بندی همه ماهیات است انکار نمیکنند؛ میگویند در یک سطح، آنها درست است و ما به طور مسامحه ماهیت را امر حقیقی میدانیم ولی در نظر عمیق، معنای مقولات این است که آنها حقایقی هستند که از وجودات انتزاع میشوند نه به این معنی که آنها حقایقی هستند که عینیت مال آنهاست.
اخباریین خیلی قوی و مقتدر بود- حالا زنده بود «اصول» من را قبول میکرد؛ یعنی این قدر این اصول را بر پایههای محکم گذاشتهایم که اگر ملا امین استر ابادی هم بود دیگر این اصول را قبول میکرد.
[٢].- ولی اصالت ماهیتیها هم نمیگویند که ماهیت ذهنی عینیت و اصالت دارد، آنها میگویند ماهیت موجود اصالت دارد.استاد: درست است، نمیگویند ماهیت ذهنی عینیت دارد، میگویند ذهن ما این معنا را درک میکند، حالا یا هیچکدام عینیت ندارند یا هر دو عینیت دارند یا ماهیت عینیت دارد و وجود، ذهنی محض و انتزاعی است و یا بالعکس. اصالت ماهیتی که نمیگوید ماهیت ذهنی عینیت دارد؛ او این شق را انتخاب کرده است که ماهیتی که ذهن ما از اشیاء درک میکند عین عینیت خارجی است نه اینکه بگوید ماهیت در ذهن ما عین عینیت خارجی است (ماهیتی که در ذهن ماست که در ذهن ماست)، بلکه میخواهد بگوید این چیزی که ذهن ما درک کرده است عین عینیت خارجی است و آن دیگری ساخته ذهن ماست. اما اصالت وجودی عکس این قضیه را میگوید؛ میگوید آنکه عین عینیت خارجی است هستی است و ماهیت صرفا ساخته ذهن ماست.