مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - اصالت وجود ( فرض چهارم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٧٥
انسانیت- که میگویید این انسان است- کیفیت، جوهر، کمیت، هر چه را که شما میبینید، اینها انتزاعات ذهن است؛ آنچه که عینیت خارجی و ملأ خارجی را تشکیل میدهد نفس هستی است، و ذهن است که از «هستی» ماهیات را انتزاع میکند [١].
گفتیم که ریشه این نظریه در کلمات عرفا بوده است، چنانکه شبستری میگوید: «من و تو عارض ذات وجودیم» یعنی وجود اصل است، من و تو عوارض او هستیم، که این «من» در اینجا ماهیت است. ولی عرفا پایبند فلسفه نیستند که بخواهند حرفهایشان را با برهان فلسفی به کرسی بنشانند (عارف میگوید این حرفی است که من با شهود درک کردهام، حالا میخواهد با عقل جور در بیاید و میخواهد جور در نیاید، گور پدر عقل! عقل برود خودش را درست کند). هنری که ملا صدرا در این گونه مسائل به خرج داده این است که در آنجا که حرف عرفا را انتخاب کرده است یک مبنای محکم عقلانی و استدلالی برای حرف آنها درست کرده است و الّا عارف خودش پایبند این حرفها نیست. خود ملا صدرا هم این مطلب را تصدیق میکند، میگوید با اینکه ما به عرفا خیلی اعتقاد داریم چون هر جا که اینها حرفی زدهاند وقتی که ما خیلی کاوش کردیم آخر کار دیدیم که حرف اینها درست است، ولی باز هم در هر مسألهای تا آن را به برهان عقلی در نیابیم و لو مورد اتفاق همه عرفا هم باشد قبول نمیکنیم [٢].
[١].- تصور این مطلب مشکل است. تصور انتزاع وجود از ماهیات آسانتر است ولی تصور انتزاع ماهیات از وجود مشکل است.
استاد: مسلّم است که این مشکلتر است و به همین دلیل است که این فکر دیرتر پیدا شده است. اگر آسانتر بود که اول این فکر پیدا شده بود.
[٢].- یعنی ملا صدرا عرفان را استدلالی کرده است.استاد: بله، اما قهرا نحوه بیان هم در بعضی مسائل فرق میکند. شاید روح مطلب فرق نکند ولی بیان فرق میکند. مثلا عرفا علیت را انکار میکنند ولی ملا صدرا مطلب را در باب علیت به نحوی بیان میکند که اگر عارف هم بیاید دیگر این علیت را قبول میکند، نظیر اینکه میگویند شیخ انصاری گفته بود اگر امین استر آبادی هم- که یکی از