مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩ - طرح بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٩
و تعریفی که انواع دیگر دارند. ولی همه اینها «هستی» هم دارند؛ یعنی کیفیت با ذات و تعریفی که دارد میگویید «کیفیت هست»، یعنی این شیء کیفیتی است که در عالم وجود دارد؛ کمیت یک ذاتی است که وجود دارد، انسان هم ذاتی است که وجود دارد، آن شیء دیگر هم ذاتی است که وجود دارد. پس هر یک از اینها یک ذاتی دارند و یک هستیای. برای آن ذات، «نیستی» هم قابل فرض است؛ یعنی همین جور که الآن هست ممکن است فرض نیستی هم برایش بشود. این کیفیت الآن هست ولی ممکن بود که همین کیفیت همین الآن نیست باشد و یا همین کیفیت در یک زمان دیگر نیست باشد. پس در هر چیزی ما دو حیثیت تشخیص میدهیم: چیستی و هستی [١].
البته در اینجا ممکن است کسی بگوید که این نظریه (که ما در هر چیزی دو حیثیت تشخیص میدهیم: چیستی و هستی) مبتنی است بر تعدد نوعیت اشیاء، یعنی آنچه در خارج وجود دارد انواع مختلف است؛ ممکن است کسی اساسا این نظریه را نپذیرد و بگوید همه اشیاء در خارج نوع واحدند و این اختلافی که شما میگویید که مثلا انسان با موش دو نوعند، نه، چنین نیست، اینها اختلاف نوعی نیست، اختلافی نظیر اختلاف صنفی و فردی است؛ یعنی اختلاف ذاتی نیست، اختلاف عرضی است. همان طور که دو فرد انسان اختلاف ماهوی با یکدیگر ندارند و فقط در اعراض و عوارض با یکدیگر اختلاف دارند شاید موش و انسان هم همین جور باشد، شاید سنگ و انسان هم همین جور باشد، کما اینکه بعضی از نظریات ماشینی تقریبا به همین جا منتهی میشود.
در پاسخ میگوییم که این حرف مضرّ به این معنا و این نظریه نیست. اگر ما فرضا همه اشیاء را هم دارای نوع واحد بدانیم (که نمیتوانیم به چنین حرفی قائل
[١].- این اختلاف حیثیت در خارج هم هست؟
استاد: حالا عرض میکنم. ما در ابتدا سراغ ذهن خودمان میرویم. میگوییم ذهن ما در اشیاء این دو حیثیت را تشخیص میدهد. ما در اصول فلسفه هم گفتهایم که بعضی از این مسائل، ذهنی محض است و بعضی عینی محض و بعضی نیمه ذهنی و نیمه عینی. حالا مطلب را میگوییم.