مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٠ - قضیه ذهنیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٥٠
فصل در خارج معرف نوعند؟ در خارج که تعریف وجود ندارد. تعریف، شناخت است و شناخت مربوط به ذهن است؛ یعنی جنس و فصل اساسا در ظرف ذهن شناساننده نوع هستند. خصلت شناسانندگی برای جنس و فصل اساسا در ظرف ذهن است، چون شناختن یک عمل ذهنی است. وقتی شما میگویید که جنس و فصل حدّ تامّاند از برای نوع، مقصود این است که جنس و فصل معرف تام و شناساننده تام هستند برای نوع، و هر چه که شما درباره شناخت بحث کنید از قضایای ذهنیه بحث کردهاید.
هر چه که شما درباره شناخت بحث کنید واقعا درباره علم بحث کردهاید نه درباره معلوم؛ درباره خود علم بحث میکنید؛ یعنی بحث «علم» معلوم شما شده است.
وقتی بحث «علم» معلوم شما شده است پس اصلا بحث شما راجع به علم است، راجع به معرفت است، راجع به شناخت است. علم، معرفت و شناخت، همه اینها مربوط به عالم ذهن است. پس اگر شما گفتید برای شناسایی تصوری چه چیز معرّف است و چه چیز معرّف؛ یا در شناسایی تصدیقی چه چیز دلیل است و چه چیز نتیجه؛ یا گفتید فلان قیاس منتج است و فلان قیاس منتج نیست، اینها همه مربوط به عالم ذهن است. مسلّما این انتاجی که شما میگویید، انتاج ذهنی است. بدون شک انتاج- یعنی مجهولی را تبدیل به معلوم کردن- مربوط به عالم ذهن است. در عالم بیرون که چنین انتاجی وجود ندارد. انتاجی که در عالم بیرون است آن کاری است که مثلا گندم دارد میکند یا آن حیوان دارد انجام میدهد، ولی این انتاج یک عمل ذهنی و مربوط به عالم ذهن است.
ما در باب شناخت، هر چه که بحث میکنیم و مثلا میگوییم شناخت صحیح این است، فلان شیء به چه شکل میتواند شناساننده شیء دیگر باشد، داریم یک حکمی را برای عالم ذهن بیان میکنیم. پس اینکه شما میگویید حقیقت عبارت است از قضیهای که با واقع مطابق باشد، در اینجا واقعی در کار نیست، چون اصلا با عالم واقع کار ندارد، با عالم ذهن کار دارد. پس شما در اینجا باید بگویید ذهن باید با ذهن مطابق باشد. اگر ذهن با ذهن مطابق باشد که کارها همه خراب میشود؛ هرقضیه کاذبهای هم خودش با خودش تطابق دارد یعنی هر قضیه کاذبهای صادق است و دیگر فرقی میان قضیه کاذبه و قضیه صادقه باقی نمیماند و همه قضایای ذهنیه صادقند و حال آنکه ما در اینجا قضایای صادقه داریم و قضایای کاذبه و اینها از